BackPack

By: FZ AZ

[Recommend this Fotopage] | [Share this Fotopage]
View complete fotopage

Monday, 18-Aug-2008 06:23 Email | Share | Bookmark
Iran With Dominiqe / Part 21/ The Persian Gulf

Persian Gulf
Persian Gulf
Persian Gulf
Boushher
 
 
Persian Gulf
Persian Gulf
Persian Gulf
Persian Gulf
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 


بالاخره به بوشهر رسيديم.و مهمان دوستي قديمي بوديم دوستي از دوران دبيرستان و رقيبي دوست داشتني حالا رقابت سر چي؟ بر سر شاگرد اولي كلاس كه البته در اون دوران من شاگرد اول بودم و كيوان شاگرد دوم و اصلا هم اين رقابت تاثيري در رفاقت ما نگذاشته بودم و الان هم بهترين دوستم است و گاهي هم به مرور خاطرات زندگي هايمان مي پردازيم و اتفاقا بد نيست كه بگم در زمينه كاري هميشه تشويقش مي كنم كه نسبت به دانشجوهايش سختگير باشد و نمره كاذب به اونها نده اگه دانشجويي در امتحان موفق نشده لزومي به ارفاق نيست بايد بره دوباره تلاش كنه و سختي بكشه تا نمره واقعيش را بدست بياره به نظر من اگه در دانشگاه اين سختگيري بعمل نياد همين ميشه كه دكتر ها و مهندس ها و كارشناسان بي سواد و فاقد صلاحيت تحويل جامعه مي گردد و اگه همان روز اول اون دانشجو درسش رو خوب ياد مي گرفت ديگه اون مدركي كه بدست مي آورد يك ورق پاره به حساب نمي اومد و علم و دانش بي ارزش نمي شد و ممكنه دانشجوهاي كيوان از سختگيرهاش دلخور باشند اما وقتي كه 10 سال از شروع به كارشون بگذره و تفاوت بين دكتر باسواد و دكتر اسما دكتر را درك كنند متوجه مي شوند كه اين كيوان بوده كه دوست واقعيشونه نه استادي كه باب ميل اونها رفتار كنه
يادمه در دوران دانشجويي استاد يكي از دروس مهم ما ازمون خواست كه صبح جمعه ساعت هشت در كلاس حضور داشته باشيم وپيشرفت تدريس درس مربوطه از نظر زماني عقب بود و .....ساعت هشت صبح همه سر كلاس حاضر بوديم ديديم كه آقاي استاد با يك كوله پشتي وارد شدند و به ما گفتند كه وظيفه خودم دونستم كه بيام و ازتون عذر خواهي كنم چون ديشب دوستانم از من خواستند كه امروز صبح يك مسابقه دوستانه ترتيب بديم و من هم چون عضو تيم واليبال اونها هستم نمي تونستم برنامه اشون رو خراب كنم شما هم بد نيست به جاي شركت در كلاس صبح جمعه كه مي دونم براتون خسته كننده است بيايد بريم بازي رو تماشا كنيد....
اون روز بچه هاي كلاس خيلي خوشحال شدن و دنبال استاد راه افتادند اما من از اين برخورد آقاي دكتر اصلا خوشم نيومد احساس كردم كه وظيفه اون لحظه ايشون تدريس بوده و اگه اين وقت رو هم از دست مي داد مجبور مي شد درس را به قول معروف سمبل كنه كه عملا هم همين كار رو كرد و الان كه سالها از اون روز مي گذره مي تونم خيلي عميق تر به اين ماجرا نگاه كنم چون مي دونم خيلي از همكلاسي هاي اون روز من نمي تونن يك فرمول غذايي دقيق تنظيم كنند و جايي كه بايد مقدمات را ياد مي گرفتيم آنگونه به بازي گرفته شد و در طول دوران كار هم مگه چند بار فرصت آزمون و خطا برامون باقي مي مونه؟ و همين ميشه كه در زندگي اجتماعي و كاريمان به نتايج مورد نظرمان دست نمي يابيم.....
بگذريم تا يادم نرفته از يك خاطره ديگه از دومينيك بگم وقتي كه در تخت جمشيد بوديم و به بالاي كوه و در تراس مقبره اردشير ايستاده بوديم دومينيك از من پرسيد اون فضاي بين درختها كه طرحهاي چند ضلعي داره چيه؟
بهش گفتم اونها باقي مانده چادر هاي عظيمي بود كه توسط شما فرانسوي ها با هزينه زيادي ساخته شده بود و صرف اين همه پول براي يك مراسم خيمه شب بازي بود كه قرار بود يك آدم رو بزرگ كنه و قدرتش را به رخ همه بكشه اما اينها قدرت نيستند قدرت حكومت كردن بر دلهاست ، ميليارد ها دلار صرف مراسمي شد كه هدفش سو استفاده از اين محل تاريخي بود براي نمايش قدرت يك فرد و در آن مراسم حتي غذاي مهمانان را هم آشپزهاي فرانسوي از شركت ماگزيم تهيه كردند و يا تمام دكوراسيون و لباسها و همه و همه با پول مردم ما توسط شما فرانسوي ها تهيه گرديد و اون چادر ها يادآور سست شدن پايه هاي قدرت كسي است كه فقط به دنبال ظواهر بود و تاريخ باستاني ايران برايش فقط يك ابزار بود اما مي بيني آن چادرها از بين رفته اند اما تاريخ ما به راه خود ادامه مي دهد....
بگذريم فقط يك اشاره بود به سئوالات اين آقا البته شخصيتش برام عجيب بود گاهي به مسائلي توجه مي كرد كه اصلا بهش نمي آمد ايشون به شدت از ساركوزي و حكومت جديد فرانسه گله داشت و از دنباله روي ساركوزي از بوش بعنوان يك برگ تاريك از كشورشان ياد مي كرد و وقتي كه در مقابل آبهاي خليج فارس بوديم ازش پرسيديم به نظرت فاصله ما تا پاريس چقدره؟ گفت فكر كنم هشت هزار كيلومتر
پس خيلي دوره؟ و عملا شما اينجا جز اينكه توريست باشيد طبعا نبايد كار ديگه اي داشته باشيد؟ و يا اينكه كارمند يك شركت محلي باشيد؟ ولي اگه نظامي هاتون اينجا بودن چي؟ مسئله يك كم فرق مي كرد اون موقع منافع ملي مطرح مي شد و اينكه با اين همه فاصله منافع ملي شما اينجا چه مي كنه موضوع مهمي مي شد! حالا به نظرت آمريكا تا اينجا چقدر فاصله داره؟ بيست هزار كيلومتر؟ كمتر يا بيشتر من دقيق نمي دونم..منافع ملي آمريكا اينجا چيكار مي كنه؟ مگه مرز هاش با ما كلي فاصله ندارند؟ اين بحث يكي از بحثهايي بود كه با همديگه هم عقيده بوديم. آمريكا دوست واقعي مردم دنيا نيست در طول تاريخ كوتاهش فقط به منافع خودش فكر كرده و همه دنيا را فداي منافع ملي خودش كرده با مطالعه تاريخ اين كشور ميشه پي برد كه علي رغم اينكه در ابتدا آن سيزده ايلت با نيت استقلال با انگلستان مبارزه كردند عملا خودشان هسته اوليه استعمار نوين شدند. و شكل گيري ايالات متحده بر مبناي منفعت طلبي بوده است و خيلي از ادعاهايي كه حاكي از انسان دوستي بوده در طول دوره هاي بعدي مشخص مي شود كه ابزار تبليغاتي بوده مثل تصاحب زمينهاي مرغوب سرخپوستان و قتل عام آنها و حتي در بسياري از فيلمهايي كه هاليود ساخته اين خشونت را به تصوير كشيده اند و با افتخار صحنه تجاوز سربازان ارتش آمريكا به زنان سرخپوست را به تصوير مي كشند و يا مثال ديگه مثل حمايت شمالي ها از لغو برده داري در ايالات جنوبي و جنگ بين فدارسيون و كنفدراسيون و عملا مي بينيم كه شمالي هايي كه ادعاي حمايت از سياه پوستان را داشتند خودشان در كارخانجات خود از كودكان كم سن و سال و با ساعات كار بيش از دوازده ساعت در روز استفاده مي كردند و در عين حال مبارزه با برده داري اگر واقعي مي بود چرا در دهه شصت قرن بيستم همچان شاهد جنبشهاي سياه پوستان عليه تبعيض نژادي هستيم و يك سياه پوست حتي حق نداشت روي صندلي اتوبوس بنشيند...
و اما اينكه آمريكا در خليج فارس چه مي كند بر مي گردد به همين سلطه جويي و منافع ملي اين كشور حتما مي داني كه در طول قرن نوزدهم آمريكا در سطح بين المللي فعال نبود و در حال گسترش قلمرو خود در حدود ايالات فعلي بود مثل داستان بدست آوردن تگزاس، كاليفرنيا و ساير ايالاتهاي ديگر در غرب و جنوب و حركات بين المللي آمريكا در محدوده قاره آمريكا بود مثل كشور كوبا اما در جنگ جهاني اول كه نخستين حضور بين المللي اين كشور بود منافع زيادي نصيب آمريكا گرديد در حالي كه بدليل دور بودن از جبهه هاي جنگ آسيبي نديد. و اما ماجراي جنگ جهاني دوم كمي متفاوت است به نظرم اين جنگ نه توسط هيتلر بلكه عملا بتوسط آمريكا آغاز گرديد آلمان چگونه توانست اين همه فولاد براي صنايع جنگ افزار سازي خود بدست آورد؟ آيا خود بدست آورد؟ اقتصاد نابود شده آلمان و تورم شديد آلمان پس از جنگ جهاني اول مگر فرصت بلند شدن به آلمان را به تنهايي مي داد؟ مگر اينكه از حمايت مالي و اقتصادي آمريكا برخوردار شده باشد؟ و ورود آمريكا در جنگ با نمايش پرل هاربر همراه شد و عملا آمريكايي ها كاري كردند كه ژاپني ها به پايگاه آنها در هاوايي حمله كنند و مجوز حمله به ژاپن و آلمان را از نظر قانوني بدست آورند... چرا؟ چون اقتصاد راكد آمريكا نياز داشت كه از احتضار خارج شود نياز به جنگ داشت تا دوباره خود را نوپا كند و دقيقا شروع زماني جنگ جهاني دوم با فاصله زماني كم از شروع اين دوران ركود است و عين همين دلايل را مي توان براي دخالت آمريكا در جنگ ويتنام و جنگهاي خليج فارس آورد و جالب است بدانيم كه صدام پيش از اشغال كويت آمريكا را از نيت خود مطلع كرده بود و با مخالفتي هم رو به رو نشده بود اما همين آمريكا فرماندهي حمله به عراق و آزاد سازي كويت را بر عهده مي گيرد و يا همين اشغال افغانستان و عراق نياز به يك دليل موجه داشت و آنهم برخورد هواپيما ها به برجهاي دو قلو بود يعني چنان بايد اين اتفاق بزرگ و تكان دهنده مي بود تا توجيه مناسبي باشد براي عمليات بزرگ بعدي و اين منافع به حدي براي آمريكا اهميت دارد كه جان مردم خود را مي گيرد تا به هدفش برسد... كشوري با اين همه تكنولوژي مخابراتي و كنترل ماهواره اي مگر نمي تواند جهت حركت يك هواپيما را و تغيير مسيرش را متوجه نشود از طرفي با اين همه تشكيلات امنيتي مگر حضور چند نفر عرب متعصب در كلاسهاي آموزش خلباني به چشمشان نمي رسيد؟ و حتما در موردشان تحقيق كرده بودند و به نظر من رشد القاعده و تكاملش در پناه دولت آمريكا بوده است و همچنين طالبان كه همه مي دانند كه مدارس مذهبي پاكستان و حمايت وهابي ها از آن مدارس با پشتيباني آمريكا چنين قدرت كاذبي را ايجاد نمود تا آمريكا بتواند جنگي ديگر را آغاز كند و در درجه اول ركود اقتصادي خاص اقتصاد آمريكا را تعديل كند و از طرفي با كنترل منطقه خاور ميانه بتواند شريان اصلي اقتصاد جهاني را دردست داشته باشد و ارتش آمريكا نيز بدليل اينكه صرفا يك ارتش حرفه اي است مي تواند نقش ابزار مهم اين اهداف اقتصادي را داشته باشد و حتما دقت كرده اي كه سربازان اين ارتش تشكيل شده از مهاجران كشورهاي ديگر كه بدنبال اقامت آمريكا هستند و يا بدليل عضويت در ارتش مي توانند از بورسهاي تحصيلي در كالج ها استفاده كنند و نهايتا حقوق بگير بشود بنابراين سربازان اين ارتش بدليل عرق ملي وارد اين سيستم نشده اند.
وقتي كه صحبتهام به اينجا رسيد سكوت كردم و نگاهي به چشمان دومينيك انداختم اون هم با دقت به من نگاه مي كرد و گفت
من هميشه پيش خودم مي گفتم كه هيتلر چطوري يك دفعه به قدرت رسيد و آلمان ويران شده چگونه توانست با دست خالي به آن تكنولوژي مدرن عصر خودش دست پيدا كنه و اون همه قوي بشه و شروع اين جنگها و اهدافي كه در پشت سرشون بوده برام جاي سئوال بوده و اتفاقا من هم به اين نتيجه رسيده بودم كه بيشتر جنگهاي قرن بيستم با هدايت آمريكا صورت گرفته است. و كشور شما بايد با درايت عمل كنه تا طعمه بعدي آمريكا نباشه..
من هم در ادامه صحبتهام به روشهاي توجيه اين لشكر كشي ها پرداختم مثل توليد فيلم هاي سينمايي در نشان دادن چهره اي بشر دوستانه از ارتش آمريكا و يك فيلم شاخص كه در سال 2003 ساخته شد اشكهاي خورشيد بود كه با استفاده از جذابيت مونيكا بلوچي نقش ارتش امريكا در درگيرهاي نيجريه را نجات جان انسانها و كمك به دموكراسي نشان داد.و يا يك فيلم ديگر كه در مورد جنگ عراق كه گروهي آمريكايي عده اي عراقي مخالف صدام را با هزار دردسر به مرز ايران مي رسانند اما در همين فيلم صحنه هايي بود كه بسيار جاي بحث دارند مثل صحنه اي كه يك سرباز عراقي در حال گوش كردن به موزيك آمريكايي بود كه ناگهان سربازان آمريكايي به مقرش حمله مي كنند و او به دست و پاي سربازان آمريكايي مي افتد كه من مايكل جكسون را دوست دارم من عاشق آمريكا هستم و در مقابل سرباز آمريكايي او را مورد ضرب و شتم قرار مي دهند و نشان مي داد كه كارگردان آمريكايي در عين حال هم نمي تواند دست از تحقير ملتهاي ديگر بردارد.
خلاصه برايم جالب بود كه دومينيك هم كاملا با من موافق بود در حالي كه منافع كشور آنها نيز در استعمار ساير كشورهاي ديگر بوده است اما وقتي انسان به درون خود رجوع كند و صادقانه بخواهد قضاوت كند نمي تواند از واقعيتها فرار كند


View complete fotopage


© Pidgin Technologies Ltd. 2016

ns4008464.ip-198-27-69.net