BackPack

By: FZ AZ

[Recommend this Fotopage] | [Share this Fotopage]
View complete fotopage

Monday, 21-Jul-2008 08:14 Email | Share | Bookmark
Iran With Dominiqe / Part 12

Hotel room/ Kerman
Kerman
 
 
 
Gnajalikhan Bathroom
Gnajalikhan Bathroom
Gnajalikhan Bathroom
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
Dominiqe and AFGHANIES
Dominiqe and AFGHANIES
Dominiqe and AFGHANIES
Dominiqe and AFGHANIES
 
 
 
 
Jame Mosque
 
 
 
 
 

طرفاي ساعت 4 بعد از ظهر بود كه رسيديم به كرمان و چون برنامه اقامت را براي هتل هاي متوسط در نظر گرفته بودم هتل اخوان را رزرو كرده بودم در اينجا هم دوست خوبم كوشا از اصفهان پي گيري هاي لازم را انجام داده بود
اين هتل در خيابان ورودي شهر واقع شده و از مركز شهر و بافت تاريخي خيلي فاصله داره قيمتش هم چهل و پنج هزار تومن براي يك اتاق دو تخته بود كيفيت اتاق هم در تصوير مشخصه و جمعا در طول اين سفر با محاسبه كليه هزينه ها هر نفر در طول بيست روز چيزي حدود پانصد هزار تومان هزينه كرديم و ميزان بنزين مصرفي هم چهار صد ليتر بود البته با 206 كيفيت هتل ها بد نبود و همين كه اتاق تميزي داشتيم و حمام و سرويس بهداشتي مناسب كافي بود...
خلاصه بعد از كمي استراحت راه افتاديم به سمت مركز شهر طبق معمول من خيابانها را بلد نبودم و دفعه قبل دوستم كه اصليتش رفسنجاني بود ما را در كرمان گردونده بود و با استفاده از نقشه راه را پيدا كردم و ماشين را در حاشيه يك خياباني نزديكي بازار پارك كردم
وارد يك ميدان بزرگ شديم و در كنار ميدان يك مسجد بود و وارد شديم در و پنجره هاش تازه بود و من هم حواسم نبود كه اينجا همون مسجد جامع كرمان است دومينيك از من پرسيد كه اين مسجد جديده يا قديمي؟ من هم گفتم زياد قدمتي نداره شايد شصت هفتاد سال..تو عمرم چنين سوتي ناجوري نداده بودم...اومديم جلوتر تابلوي ميراث فرهنگي اونجا بود كه نشون مي داد قدمت مسجد مربوط به ششصد سال پيشه!!!! آي آي اي خيلي بد شد..ولي به روي خودم نياوردم
خلاصه رفتيم داخل بازار و به ميدان ارك رسيديم و خوشبختانه حمام گنج علي خان باز بود اون روز جمعه موزه تا ساعت شش بيشتر باز نبود و ما بيست دقيقه قبل از شش رسيديم و باز هم دومينيك اونجا شروع كرد به غر غر كردن كه اين مجسمه هاي مصنوعي چيه؟ اينجا چرا شبيه موزه شده؟ چرا مثل حمام نيست و چي مي گفتم ..حرفش بي منطق بود و ترجيح داد بي جواب بگذرم. ودومينيك مي خواست پوستر هاي شمايل هاي امامان را بخره اما اينقدر با پسره چونه زد كه من سرم سوت كشيده بود ظاهرا يك خانم مراكشي در فروشگاه اونها كار مي كرده كه از ايشون خواسته بود چند تا پوستر اسلامي براش ببره..
در حين عبور وارد جمعه بازار شديم و دومينيك هم گير داده بود به افغاني ها و از صورت اونها عكس مي گرفت من اصلا موافق نبودم چون اينطوري تابلو مي شد و ما در منطقه شرقي كشور بوديم و من نگران امنيت دومينيك بودم هر چقدر اصرار كردم كه بايد زودتر بريم اينجا معطل نكن دست بردار نبود هر چي بيشتر مي گفتم بيشتر لج مي كرد. و اصلا نميفهيميد براي چي اصرار مي كنم و من هم مسئوليت داشتم اگر كوچكترين حادثه اي رخ مي داد بايد جوابگو مي بودم همون روزها بود كه امام جمعه يك شهر نزديك يزد رو دزديده بودند و يك توريست ژاپوني هم در اختيار تروريستها بود و احتمالا اون ژاپونيه هم يك آدم كنجكاوي مثل دويمينك بود بعد از كلي معطلي برگشتيم به هتل من هم افتادم و حتي حال نداشتم كه براي شام برم پايين.
روز بعد صبح زود راه افتاديم به سمت ارگ راين و در راه برگشت هم رفتيم به ماهان
بد نيست يك خاطره اي از دومينيك بكم ايشون مي گفت كه اواخر دهه هشتاد بعنوان كارگر يك شركت نصاب پنجره رفته بود به كويت. و نظر دومينيك در مورد كويت اين بود: هتلي بسيار شيك و خيابانهايي تميز و بدون هيچ گونه تنوع تاريخي فرهنگي و بعد كه از شهر خارج مي شديم فقط صحرا بود و صحرا و اين طرف هم دريا و در مدت شش ماه كه در كويت كار كرده بود مي گفت كه به التماس افتاده بودم كه برگردم و بعد از ايشون هم بقيه كارمندان اون شركت فرانسوي هر كدامشون فقط چند هفته مي تونستند كه در كويت دوام بيارن و براي اونها ديدن ساختماني شيك با مردمي بدوي چندان جذابيت نداشت و ...جالبه كه من همين نگاه را هم به دوبي دارم..
ساختمانهايي شيك در دل كوير اما چگونه دوبي به توريسم نگاه مي كنه؟
ساختن جزاير مصنوعي و مراكز اقامتي جذاب در كنار ساحل و مراكز خريد و پارك آبي. پيست اسكي مصنوعي و و و .. براي يك توريست اروپايي اينها جذابيت مهمي تلقي نميشه.ولي چه چيزي پشتوانه صنعت گردشگري دوبي است؟
فقط يك چيز بسيار مهم شركت هواپيمايي الامارات..فرمولي بسيار ساده است حتما شنيدين كه اين شركت داره در رديف مهمترين شركتهاي بين المللي قرار مي گيره... نكته بسيار مهمي در اينجا مطرح است با گسترش صنعت هوانوردي و ساختن فرودگاهي عظيم و هدايت پروازهاي بين المللي به آنجا بعنوان يك هوپ جهاني جايگاه خودش را باز كرده و همين نكته و دورانديشي مشاوران خارجي اونها به دوبي كمك كرده كه در كنار صنعت هوانوردي به ساختن صدها هتل و مراكز اقامتي دست بزنه و با دانستن سليقه همين توريست خارجي و تجربه اش از يك شهر زيبا در كنار كوير و دريا مي تونيد درك كنيد كه عوامل ديگه اي غير از جذابيتهاي طبيعي و تاريخي و فرهنگي بطور مصنوعي مي تونن سبب گسترش يك صنعت بشن در مقابل ما كجاييم؟ فرودگاه بين المللي امام رو با اون همه هزينه.. سالن اصليش را مثل يك سوله كارخانه با سيماني زمخت درست كرده اند و مسافران در بدو ورود براي ورود به سالن اصلي بايد مدتها در يك صف طولاني بايستند تا بليط و پاسپورتشون كنترل بشه..
همين بي سليقگي ها و بي برنامگي هاي ساده است كه جايگاههاي متفاوتي را بين ما و آنها ايجاد مي كند
در مقابل سالن ترمينال يك فرودگاه دوبي سرشار از نور و لامپهاي جذاب هالوژن است و همه جا موكتهايي زيبا چشمان شما را خيره مي كنند و همان ستونهاي سالن هم با هزاران لامپ كوچك هالوژن رنگي تزيين شده اند و همين ظواهر كوچك مي تونه سرنوشت يك صنعت را مشخص كند و در نگاه اول همه را شيفته مي كند .





View complete fotopage


© Pidgin Technologies Ltd. 2016

ns4008464.ip-198-27-69.net