BackPack

By: FZ AZ

[Recommend this Fotopage] | [Share this Fotopage]
View complete fotopage

Saturday, 19-Jul-2008 14:53 Email | Share | Bookmark
Iran With Dominiqe / Part 11

Parin mehr castel/ Mehriz
Parin mehr castel/ Mehriz
 
 
 
 
 
Parin mehr castel/ Mehriz
 
 
 
 
 
Parin mehr castel/ Mehriz
 
 
 
 
 
Khorrmiz castel/ Mehriz
Khorrmiz castel/ Mehriz
 
 
 
Khorrmiz castel/ Mehriz
Khorrmiz castel/ Mehriz
 
 
 
Zinnodin carvansaray
 
Zinnodin carvansaray
 
 
Zinnodin carvansaray
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
Pistachio Gardens
Pistachio Gardens
 
Pistachio Gardens
 
 
 
 

بالاخره يزد رو ترك كرديم رفتيم به سمت كرمان حدود 400 كيلومتر يا كمي كمتر تا كرمان را بايد طي مي كرديم. در مسير مي دونستم كه در شهر مهريز يك قلعه اي هست بنام پارين مهر كه قدمتش مربوط به دوران صفويه و بعدش بود حدود سي كيلومتر كه از يزد گذشتيم رسيديم ، در ابتداي شهر از يك مغازه دار پرسيدم قلعه پارين مهر كجاست بهم گفت بلوار اصلي شهر رو برو بالا سمت چپ يك بريدگي مي بيني و خيابان عريضي بنام خرمشهر برو داخل و از مغازه هاي بعدي بپرس و من هم همينكار رو كردم و بهم آدرس يك كوچه اي را دادند و تا آخرش رفتم و در ميان مزارع كشاورزي اين قلعه رو ديديم و من قبلا عكسش رو در كتابي مصور در مورد يزد ديده بودم و دومينيك از اينجا خيلي خوشش اومد و بعد از ديدار از اين قلعه تو ماشين نشست و دوباره نگاهي به اون كتاب انداخت و عكس يك قلعه اي را نشانم داد بنام خورميز و من هم اصلا نمي دونستم اون قلعه كجاست و خيلي اصرار كرد كه هر طور شده اين قلعه را هم پيدا كنيم حتي اگه لازم باشه شب رو در يزد بمونيم...
يك كمي فكر كردم تشابه اسمي زيادي با نام مهريز داشت از يكي از بچه هاي محلي كه با موتور داشت از كنارمون رد مي شد خواستم بايسته و ازش پرسيدم اين طرفا قلعه خورميز مي شناسه با لبخند گفت آره نزديك همينجاست فلان جاده را به سمت كوه برو مي رسي به يك بلوار برو تا انتها به روستاي خور ميز مي رسي و دوباره ازش پرسيدم قلعه سر يزد هم اين دور و بر هاست كه جواب مثبت بود اما چون وقتممون محدود بود ديگه به دومينيك نگفتم...
رفتيم به سمت روستاي خورميز و اين سه تا كه ترك موتور نشستن مار رو بردن تا خود قلعه عكسهاي قلعه خورميز رو هم مي بينيد كه در تنهايي خودش فرو رفته بود
چون در نزديكي مهريز يكي ديگه از نيايشگاهاي زرتشتي در بين كوهها قرار داره با وجود چندين قلعه تاريخي و كاروانسراي زين الدين مي تونه گروههاي توريستي زيادي رو بخودش جلب كنه.
خلاصه بعد از ديدار از اين قلعه اي كه دومينيك تو كتاب نشونم داده بود رفتيم به سمت كاروانسراي زين الدين كه در فاصله 40 كيلومتري مهريز واقع شده بود اين كاروانسرا در نزديكي جاده اصلي يزد كرمان قرار داره و تبليغات وسيعي توسط سرمايه گذارش در بين شركتهاي توريستي خارجي صورت گرفته و بسياري از توريستهاي خارجي حداقل يك شب را در آنجا مي مونن و مخصوصا عكسهاي سرويسهاي بهداشتي رو هم اينجا گذاشتم چون مي تونه كيفيت اقامت را نشان بده و چون بازديد كننده هاي اين صفحه مي تونن از هر جايي باشن مي تونه يك اطمينان خاطري در اونها ايجاد كنه كه در ايران با شرايط اقامتي در حد معقولي رو به رو خواهند بود
اين كاروانسرا بصورت مدور است و سبك معماري آن با بقيه كاروانسراهايي كه تا حالا ديده ام متفاوت است البته اين رو هم بايد بگم كه كاروانسراي رباط اشرف در خراسان بزرگترين و جذاب ترين كاروانسراي ايران است ولي سبك معماري اين كاروانسرا جذابيت منحصر به فرد خودش رو داره و مخصوصا باز سازي اون بسيار ظريف انجام شده و حس داستانهاي علي بابا و سندباد يا هزار و يك شب را در توريستها ايجاد مي كند و توريستهايي را در كرمان ديديم كه يك شب در اين كاروانسرا اقامت كرده بودند و با هيجان از تجربه شتر سواري و گردش در بيابان سخن مي گفتند
تا يادم نرفته اين رو هم اضافه كنم كه اون بناي ديگه اي كه در كنار كاروانسرا مي بينيد مربوط به محل نگهداري شتر ها است
بعد راهمون رو ادامه داديم به شهر انار رسيديم و تنها جايي كه مي شد يك غذاي مناسب پيدا كرد همين رستوران هخامنش است كه عكسش را مي بينيد و جاي ديگه اي رو پيدا نكردم
خوشبختانه در طول سفر طولاني ما دومينيك اصلا مريض نشد و بگفته خودش براي اولين بار بوده كه در سفر خارجيش بيمار نشده است و مي گفت باورم نميشه كه در ايران كه از همه كشورهاي ديگه پر خطر تر اسم برده مي شه من بيشترين امنيت رو داشتم و حتي يكبار هم مريض نشدم و در طول سفر چندين بار پدرش با ما تماس گرفت تقريبا يك روز در ميان تماس مي گرفتند و دومينيك هر بار يك جاي ايران بود و مي گفت كه حتما الان مهمون داريم و پدر داره زنگ مي زنه و داره به اونها پز مي ده كه پسرم ايرانه و در همه حال قابل دسترسي است و بهش خوش مي گذره
نكته جالبي براي من بود اولا اينكه اين رفتارهاي پيش و پا افتاده در بين همه ملتها و اقوام وجود داره و نكته مهمتر اينكه مخاطبين اونها هم حس مثبتي به كشورمون پيدا مي كنند. .
بله بالاخره وارد استان كرمان شديم در رفسنجان بنزين زدم و ديگه نمي خواستم وقتم رو اونجا صرف كنم چون مي خواستم در طول اون روز عصر مناطق مركزي و بازار كرمان و حمام گنج علي خان را نشونش بدم و روز بعدش رو بريم به ماهان و ارگ راين و كوير لوت و كلوتها و روز سوم راه بيفتيم به سمت شيراز پس نمي شد هر جايي توقف كنم
در مسير بين رفسنجان تا كرمان مزارع پسته را در دو طرف جاده مي بينيد كه بسيار زيبا بودند و به نظرم خودشون يك جذابيت مهم گردشگري به حساب مي ان
بد نيست كه به چند نكته در مورد صنعت گردشگري اشاره كنم....
من در اينجا در چند مورد از خصوصيات اخلاقي خاص دومينيك گفتم ووووو اما همين امثال دومينيك براي كشور درآمدزايي دارند ممكنه كه الان كشورمون بخاطر درآمد نفت خودش رو بي نياز از ساير درآمد ها ببينه اما بد نيست كه نگاهي بندازيم به شهر مسجد سليمان شهري كه زماني بدليل كشف نفت آباد بود اما الان از مشكلات بي شماري رنج مي بره و بيش از چهل ساله كه شركت نفت اونجا را ترك كرده و مشكلاتي مثل بيكاري و غيره دست به گريبان ساكنين اونجاست اما همين شهر از چنان استعداد هاي بي نظيري برخورداره كه مي تونه گردشگرهاي زيادي را بخودش جلب كنه
كشور ما هم در نگاهي وسيع تر و شايد در آينده اي نه چندان دور به همان وضع دچار بشه ولي صنعتي مثل گردشگري مي تونه موتور محرك بقيه صنايع باشه مثلا يك هتل علاوه بر اينكه پرسنلي را دارد كه مستقيما در استخدام خود دارد احتياجات ديگري هم دارد مثل تهيه غذا همه و همه شاغلين زيادي را بخود مشغول خواهد كرد و يا مثال ساده مبلمان هتل مگه چند سال اونها دوام دارند؟ بايد تعويض بشن و همون ميشه يك كار براي مبل ساز ها و يا پتو مواد مصرفي در حمام و حوله و غيره
در ضمن چند نفر مي تونن در ترانسپورت توريستها فعال بشن؟ و اگه تعدادشون زياد باشه هر چند نفر به يك راننده و ماشين احتياج دارند و كار براي چندين جوان بيكار و در ضمن اونها با فرهنگ جديدي آشنا مي شن .جالبه بگم كه توريستها عا مل ايجاد فساد اخلاقي نيستند بلكه جوان ما با معاشرت كردن با اونها مي فهمه كه اون بي بند و باري كه ممكنه در بعضي فيلمها ببينيه محدود به طبقات خاصي از جوامع غربي است و وقتي مي بينه كه توريسته مسائل جنسي براش بي اهميت است و دنبال فرهنگ و يادگيري مسائل فرهنگي است تاثير بسيار مهمي در زندگي شخصيش خواهد گذاشت
خلاصه اينها رو گفتم تا بگم كه مهمترين علمي كه در گردشگري بايد بر آن تكيه كرد علم روانشناسي و انسان شناسي است و تربيت تورليدرهايي كه صبور باشند و بتونند درك مناسبي از همسفر خودشون پيدا كنند.. اگه من در طول اين سفر مي خواستم مثل خود دومينيك لج بازي كنم و اخم كنم و خيلي رفتارهاي ديگه اي كه دلم نمي خواد بهش فكر كنم عملا شكست مي خوردم و من به دو مينيك بعنوان سرشاخه اي نگاه مي كردم به شاخه هاي ديگري متصل مي شود و مي تواند توجه آنها را به ايران جلب كند حالا ممكنه اين شاخه تك باشه اما به يك درخت متصل است
اما من بدليل شغل اصليم نمي تونم يك تورليدر باشم ولي تورليدري رو يكي از مشاغل با ارزش براي كشور مي دونم كه بايد بر روي آن سرمايه گذاري كرد و تورليدرهاي مسئول و متخصص تربيت نمود كه درك عميقي از كل صنعت داشته باشند و به صورت فردي به قضايا نگاه نكنند.




View complete fotopage


© Pidgin Technologies Ltd. 2016

ns4008464.ip-198-27-69.net