BackPack

By: FZ AZ

[Recommend this Fotopage] | [Share this Fotopage]
View complete fotopage

Tuesday, 15-Jul-2008 12:37 Email | Share | Bookmark
Iran With Dominiqe / Part 9

Fire Temple/ Yazd
Fire Temple/ Yazd
Fire Temple/ Yazd
 
Fire Temple/ Yazd
 
 
Fire Temple/ Yazd
 
 
 
 
 
Fire Temple/ Yazd
 
 
Fire Temple/ Yazd
 
 
Amir Chakhmagh
 
 
 
 
 
Yazd
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
Silnce towers
Silnce towers
Silnce towers
Silnce towers
Silnce towers
Silnce towers
Silnce towers
Silnce towers
Silnce towers
Silnce towers
Jame mosque
Jame mosque
Jame mosque
 
 
Jame mosque
 
 
Jame mosque
 
 
Jame mosque
Jame mosque
 
 
 
 
Yazd alley
 
 
 
 
Bazaar
Bazaar
Bazaar
 
Bazaar
Bazaar
 
 
Doulat abad Garden
Doulat abad Garden
 
 
 
 
 
 
 
 
 

ما كلا سه روز در يزد مونديم. يك روز رو رفتيم به تفت و روستاهاي زرتشتي و ده بالا و بعد از ظهرش هم رفتيم به برج هاي خاموشان خود شهر يزد كه شهرت جهاني دارند و بعدش تكيه امير چخماق و روز بعد هم رفتيم به روستاي خرانق و باز هم يه برج خاموشان ديگه جالبه كه دومينيك از برج هاي خاموشان خيلي خوشش اومده بود و من رو به اون بالا ها مي كشيد از همه سخترش يك برج ديگه بود در مسير ميبد كه در قسمت بعدي عكسهاش را مي بينيد..ولي هيچ علاقه اي نداشت كه به ديدن مهمترين زيارتگاه زرتشتيان در پير چك چك بره. ايشون سلايق خاص خودش رو داشت و وظيفه من در اين موقع اين نيست كه بخوام چيزي رو بهش تحميل كنم بلكه بايد بعنوان يك مشتري باهاش رفتار مي كردم و دركش مي كردم. يكي از خصلتهايي كه يك تورليدر بايد داشته باشه اينه كه صبور باشه و موقعيت شناس و بدونه هر كسي چي دوست داره و بر مبناي اون برنامه ريزي كنه و اگه هم كمي با شما درد دل كردم اين چيزي بود كه فقط در اينجا نوشتم و حتي مي بينيد كه مطالبم رو ترجمه هم نمي كنم و رفتارم با ايشون كاملا دوستانه بود چون حتي همين يك نفر مي تونه هم تاثير منفي بگذاره و هم تاثير مثبت..مثل چند سال پيش كه در بازار اصفهان بعضي از فرش فروشان محترم در مقابل توريستهاي خارجي روي هم چاقو كشيدند تا مشتري را بدست آورند ولي بازتاب جهاني بسيار زشتي در بين شركتهاي بين المللي گردشگري پيدا كرد. در شرايط فعلي آوردن يك توريست به كشور بسيار مشكل است و در واقع غير ممكن وقتي كه فرانسوي ها به فاصله يك پرواز ارزان دو ساعته مي تونن برن تونس با آزادي هاي اجتماعي زياد ديگه كي مي آد ايران؟ و راضي كردن اون مسافرها براي سفر به ايران بسيار سخته.
. در اون هتل با چندين خارجي ديگه هم آشنا شدم يكي اشون آلماني بود يك استاد دانشگاه بود و خيلي هم يك دنده و سرسخت بود و حرف حرف خودش بود چي بود كه دومينيك هم از دستش كلافه شده بود. و وقتي با هم تنها بوديم اداي اون آلماني رو در مي آورد:... كام اوون بووي.....ببخشيد همانطوري كه قبلا گفتم نمي تونم در اينجا لغات لاتين استفاده كنم متن بهم مي ريزه
اون آقاي آلماني همه جا با اتوبوس مي رفت و بقول خودش شبها در اتوبوس مي خوابيد و روز يه جايي رو از كتاب لونلي پلانت پيدا مي كرد و مي رفت همون هتل اين كتاب لونلي پلانت كلي اشتباهات فاحش داره و توسط دو نفر استرليايي نوشته شده و يكي از اونها در كتابش نوشته كه بخاطر عكس گرفتن در شهر بم بازداشت هم شده. البته يك راهنماي انگليسي به فارسي هم لونلي پلانت چاپ كرده كه جالب بود و اون رو از دومينيك گرفتم البته خود كتاب لونلي پلانت افست هم شده و در بازار به قيمت شش هزار تومان موجوده..
از اون آلماني بگم كه هر شب مي اومد توي حياط هتل روي يه تخت مي نشست و تا ما رو مي ديد صدامون مي كرد مي رفتيم پيشش و از خاطرات سفرش مي گفت اين خارجي ها خيلي ايران رو دوست داشتند خيلي زياد اصلا نمي تونم بگم چقدر... اما مردم ايران رو هم بسيار با فهم و شعور مي دونستند و جالبه بگم كه دومينيك در روزهاي آخر به من مي گفت كه افكار و عقايد شما خيلي با عربها و ملتهاي ديگه اي كه ديده بودم متفاوته و اصلا احساس نمي كنم در يك كشور عقب افتاده هستم و در مورد من هم نظرش اين بود فرانسه و تاريخش رو بهتر از خودش مي شناسم و مي گفت اگر تو و دوستات رو از نزديك نمي ديدم فكر مي كردم دارم با عده اي اروپايي حرف مي زنم .. خلاصه از هر چيزي براش حرف داشتم از انقلاب فرانسه و يا اشغال اسپانيا توسط ناپلئون و سقوط ناپلئون و تبعيد به جزيره سنت هلن.. يا فرهنگ خاص سلتي و تاريخ گل باستان و نحوه شكل گيري كليساي كاتوليك تا تفتيش عقايد و دادگاههاي كليسايي و حكومت ظالمانه مذهبي كشيش ها و حتي براش جالب بود وقتي كه از شكل گيري فئوداليسم در اروپا براش صحبت كردم و دلايل رونق گرفتن شواليه گري و تا جنگهاي صليبي خلاصه بيشتر اوقات به اين بحثها مي رسيديم و حتي بحث فيلم هم داشتيم از فيلم هاي برناردو برتولوچي براش مي گفتم و مخصوصا فيلم رويا بين ها كه جنبش دانشجويي مه 68 فرانسه رو به نقد كشيده بود و مخصوصا وقتي كه به يكي از صحنه هاي فيلم رسيدم كه مجسمه مائو را نشان مي داد در حالي كه اون دانشجوهاي پر حرارت فرانسوي در حال تجربه كردن غريزه هاي شعله ور شده جنسي خودشون بودند
خلاصه اون آلماني هم يكبار بحثي رو با من شروع كرد در مورد حضورش در پاركي در كرمان كه جوانهاي ايراني تا مي فهمن ايشون آلماني است براش هايل هيتلر مي كشن . من هم ديدم ايشون داره ما را مسخره مي كنه... كل تاريخ روي كار اومدن هيتلر و دلايل اون رو تشريح كردم اون موقع لازم بود كه وارد چنين بحثي بشم . بهش گفتم كه چه توقعي از يك پسرك شاگرد نانواي ايراني داري كه در مورد تاريخ كشور تو اطلاعات داشته باشه؟ اون حتي اطلاعاتش در مورد كشور خودش هم كامل نيست.. از من بپرس و خلاصه بحث ما تا ساعت 1 شب به درازا كشيد و دومينيك هم با دقت به صحبتهامون گوش مي كرد . بحث رو ازسلطه گري اروپايي ها شروع كردم از تاريخ اسپانيا و پرتقال تا قدرت گرفتن دزدان دريايي انگليسي و عقب ماندن ملل آلماني زبان و متحد شدن ملل آلماني زبان بوسيله صدراعظم پروس بيسمارك و شكل گيري امپراتوري آلمان و تنش هاي قومي در اروپا كه بخاطر منافع كشورهاي اروپايي بود و شروع جنگ اول جهاني توسط اتريش در صربستان و شكست آلمان ها و قدرت گرفتن آمريكا و جريحه دار شدن غرور ملي آلمانها و راي آوردن حزب كارگران ناسيونال سوسیالیست مطرح شدن يك سرجوخه اتريشي بنام هيتلر كه عقده هاي فروخفته بسياري داشت و توسعه طلبي هاي بعدي اش و اشغال اتريش و مناطقي از چكوسلواكي و پيمان تجزيه لهستان با استالين و حضور ميليونها آلماني در پشت سر هيتلر..و نهايتا شكست آلمان و روي برگردان مردم آلمان از عقايد فاشيستي و نژاد پرستانه هيتلر و خلاصه حسابي گرم شده بودم و طرف هم فقط تو چشماي من نگاه مي كرد بهش گفتم آقاي استاد دانشگاه اين رو بدون الان كه ما رو مسخره مي كني كه تاريخ نمي دونيم اين رو مطمئنم كه اگه الان سال 1935 بود تو يك عضو فعال گشتاپو بودي يه دفعه سرخ شد و گفت نه اصلا و من هم بحث را بيشتر باز كردم بهش گفتم مي دونيد ايدئولوژي يه چيزي هست كه خيلي از آدمها بدون اينكه بهش اعتقادي داشته باشند بخاطر منافع شخصيشون دنبالش مي رن و دو آتيشه هم مي شن و حاضرميشن در اون لحظه همه كاري بكنن اما وقتي اون ايدئولوژي زمينگير مي شه همه اتون جا مي زنيد چون بخاطر منافع اتون دنبالش بوديد و من شما را در سال 1935 ديدم نه در سال 2008 كه مي دونيد نتيجه پيروي از ايدئولوژي بدون درك واقعيتش چيه.... و صحنه اي از سريال ارتش سري رو براش تعريف كردم كه فرمانده كسلر دو آتيشه كه حتي فرمانده نيروي هوايي مستقر در بلژيك رو در اردوگاه اسراي جنگي اعدام مي كنه به محض اينكه مي شنوه كه هيتلر خودكشي كرده يك دفعه 180 درجه تغيير عقيده مي ده و با دادن رشوه از اردوگاه بيرون مي آد و يك حرف جالب زد كه هميشه توي گوشهام صدا مي كنه وقتي زنش ازش پرسيد كه حالا تو راه پيشوا را ادامه مي دي گفت پيشوا مرد بايد به آلمان جديد و زندگي جديد فكر كرد....
خلاصه در اون بحث اون آقاي آلماني ديگه حرفي نداشت كه بگه سكوت كرد و به من لبخند زد.....
اون روزها با يكنفر از ساكنين آفريقاي جنوبي هم آشنا شدم كه بار دومش بود كه به ايران مي اومد يك آقاي سفيد پوست بود و ايشون هم تعريف كرد كه مردم از سفيد پوست بودنش تعجب مي كنن و من هم مجبور شدم يه بحث ديگه رو راجع به هلندي هاي مهاجر به جنوب آفريقا و رودزيا و آفريقاي جنوبي شروع كنم و تفاوت اونها با انگليسي ها و جنگ هاشون با ارتش بريتانيا در اوايل قرن بيستم... خلاصه در اين سفر خاطرات جالبي برام موند و آدمهايي متفاوت و دومينيك هم روزهاي آخر حسابي قلاف كرده بود و وقتي كه در بوشهر بوديم و با دوستم كه معاون دانشگاه بود رفتيم به موزه خانه رئيس علي دلواري كلي حرفها براي گفتن داشتيم و سر موقعش مي گم...
با وجود اينكه دومينيك يه آدم شديدا كم حوصله بود در اين مدت كل تاريخ ايران را با هم دوره كرديم و مثلا با ديدن تصاوير كاخ چهلستون از كچ گرفتن اون تصاوير توسط عوامل حكومت قاجار براش گفتم و يه دفعه بردمش به دوره ظل السطان و بي رحمي ها و بي فكري هاش و يا وقتي به كرمان رسيديم بردمش به دوران لطف علي خان زند و كور شدن هزاران كرماني توسط آغا محمد خان و يا وقتي از قاجار گفتم بردمش به آذربايجان و تجزيه بخشهاي وسيعي از خاك ايران توسط روسها...
اينقدر حرف براش داشتم كه نگو ولي بايد با زبان خودش مي گفتم تا حوصله اش سر نره
و يا وقتي از همين مسجد جامع يزد گفتم علت اطلاق نام جامع را براش شرح دادم و اينكه به اشاتبه بعضي ها مي گن مسجد جمعه چون نماز جمعه برگزار مي شه و شرح كلمه جامع و جمع شدن همه مردم در آنجا و جامعيت آن و فلسفه وجود محراب در مسجد و يا سبك قرار گيري گنبد بر روي مربع و اتصال دنياي فاني به گنبدي كه لايتناهي است و يا گوشه هاي زير گنبد را نشونش مي دادم كه بخاطر اونه كه گنبد بر روي يك مربع قرار مي گيره...
مي بينيد كه چقدر حرف براي گفتن داشتيم
اون هم برام از كشيش هاي فاسدي مي گفت كه به پسر بچه ها تجاوز مي كردند و يا روابط خانوادگي در فرانسه و فلسفه ازدواج و نوع زندگي ها و حتي مي گفت كه بعضي ها ازدواج مي كنند چون قانوني دارند كه متاهل ها ماليات كمتري مي پردازند...و يا اينكه حتي بدون سند ازدواج پدر و مادر مسئوليت بچه ها رو به عهده دارند و يا حتي نرخ آرايشگاه كه 20 يورو بود و يا ساير قيمتها و حتي مهاجرين آفريقايي در فرانسه و دلايل آشوبهاي چند سال پيش شهر هاي فرانسه و تخريبهاي حاشيه نشينها كه اكثرا آفريقايي بودند و يا پايين آمدن سطح زندگي در فرانسه و بي كاري تحصيل كرده ها و كم شدن شغل مخصوصا براي خودشون كه الان حتي شغل رفتگري را هم خودشان با به به قبول مي كنند و يا خيلي چيزهاي ديگه كه در ادامه سفرم با شما براتون تعريف مي كنم اينها رو گفتم تا با بحثهامون در طول سفر هم همراه بشيد



View complete fotopage


© Pidgin Technologies Ltd. 2016

ns4008464.ip-198-27-69.net