BackPack

By: FZ AZ

[Recommend this Fotopage] | [Share this Fotopage]
View complete fotopage

Monday, 10-Mar-2008 12:44 Email | Share | Bookmark
Destination IRAN / Persian Gulf

 
 
 
 
 
 
 
 


نگاه پر از اضطراب مادر دخترك را مضطرب مي كرد.دخترك نمي دانست مادر چرا اينقدر نگرانه و وقتي كه به همراه مادر بابا را بدرقه مي كرد همراه مادر تا موقع برگشتن بابا مدام دعا مي خواند و نمي دانست دعا اصلا چي هست؟ چرا مادر از خدا مي خواهد كه پدر بچه هايش سالم برگرداند؟؟؟
آخه بابا هم نگران كوچولو هاشه آنها هم غذا مي خوان زندگي مي خوان و بايد كار كنه. ماهي گيري به تنهايي نمي تونه زندگي اونها رو تامين كنه و بابا مجبوره بزنه به دريا و به استقبال مرگ بره تا بتونه بچه هاشو سير كنه . و راهي جز رفتن به آنسوي آبها نداره و بايد جنس بياره و با موجها نبرد كنه و شانس زنده موندنش خيلي كمه و خطر گير افتادن واز دست دادن تمام سرمايه اش زياده .و يا قايقش بشكنه و تمام شب رو با ترس روي يك تخته پاره سر كنه و چشم به راه قايق هاي ديگه باشه تا نجاتش بدن و كوچولو ها هم تو خونه فقيرانه اشون منتظر بابا هستن و درد بابا صد چندانه و هم نگران كوسه ها است و هم نگران اينكه شايد ديگه هيچوقت نتونه عزيزانش رو ببينه!
بله اين داستان تكراري قاچاق است و زندگي سخت هموطناني كه به اجبار دست به چنين كارهاي خطرناكي مي زنن. اما بايد روي ديگه سكه رو هم ببينيد:
يك كارخانه دار با هزار و يك اميد سرمايه اش رو صرف ساخت يك كارخانه مي كنه مثل پارچه بافي و يا توليد كفش و تعداد زيادي كارگر هم مشغول كارن و جنس توليد مي كنن. اما وقتي جنس اونها به بازار ميرسه كسي اونها را نمي خره. و جنس ها رو دست كارخانه دارهاي ما باقي مي مونه و تا كي مي تونن مقاومت كنن؟ و مجبوره كارگر ها رو اخراج كنه و هزاران باباي ديگه شرمنده هزاران كوچولوي ديگه مي شن
چه بايد كرد؟
ما شعار نداديم و رفتيم به ميان همون باباهاي مهربون جنوبي و حالا خيلي هاشون ما رو مي شناسن.
وقتي اولين بروشور تبليغاتي يك آزانس گمنام محلي رو ديدم جرقه هايي به ذهنم زد كه آيا مي شه يك كار بزرگ انجام داد؟ بايد دست اين آدمها رو گرفت و كمكشو.ن كرد و اين شد كه كنفرانس پشت كنفرانس جلسه پشت جلسه سمينار. عكس .فيلم خلاصه دوستان ديگه ام هم همراهم شدن من و آرش و حسين همه و همه شديم يك صدا كه بايد مقصد گردشگري كشور رو به سمت داخل هدايت كنيم و از اون مهمتر بايد مقصد گردشگري اون همه توريستي كه به دوبي سفر مي كنن رو به سمت ايران اين سرزمين كهنسال اهورايي هدايت كرد. و بقول معروف زندگي اين نيست كه تاس خوب بياري مهم اينه كه با تاس بد خوب بازي كني. مهم اين نيست كه دوبي بعنوان يك غول از كنار خود ما شكل گرفته ديگه كافيه ديگه رنج و درد مردم كشورمون كافيه ديگه اونهايي كه شبكه ماهواره اي راه مي اندازن و آپارتمان خودشون رو به نام ديگران در دوبي به همين مردم بدبخت مي فروشن و جيب خودشون و شركاي بيگانه اشون رو پر مي كنن بسه كافيه!!!! وطن فروشي تا كجا؟ اون گوينده برنامه هاي ماهواره اي كه فكر و ذكرش مسكن كوفت و زهر مار با نام هاي اصيل ايراني در دوبي است اصلا مي دونه طعم تلخ انتظار جوون دريا رفته چيه؟ اصلا مي دونه داره چه خيانتي به كشورش مي كنه؟
اما ما كشورمان رو با مردمش دوست داريم و شادي و افتخار و شرافت براي اونها مي خواهيم.
دست بكار شديم و دنبال حمايت دولتي نبوديم .و افشين رو به تهران دعوت كرديم و در مهمترين كنفرانس ها برديم پشت تريبون خودش هم باورش نمي شد كه بايد جلوي سه هزار نفر سخنراني كنه. و من با دقت داشتم نگاهش مي كردم و در دلم تحسينش مي كردم من افشين رو يك قاچاقچي نمي ديديم. من افشين رو يك بازوي مهم صنعت گردشگري كشورم مي ديدم كه بدون حضورش ما نمي تونيم كاري از پيش ببريم. به همراهش به دفاتر گردشگري مهم تهران رفتم و و يا وقتي كه كار داشتم آدرس ها رو بهش مي دادم كه اينجا و آنجا برو و بروشورهاش رو پخش كردم...چرا سواحل خليج فارس؟ چرا دوبي چرا آنتاليا؟ و حالا نوبت جزاير خليج فارس است گنج گردشگري ايران!!!! به راستي باور دارم كه همين 4 جزيره هنگام و لارك و قشم و هرمز براي كل ايران كافيست و به اندازه تمام چاههاي نفت مي تونه به اقتصاد ايران كمك كند. و به جاي اينكه خونمون رو بفروشيم و زندگي كنيم بايد از دسترنج خود زندگي كنيم من با هماهنگي هايي كه صورت گرفت ساير جزاير خليج فارس رو هم ديدم اما به لحاظ توريستي فقط همين 4 جزيره و در كنارشون كيش رو مناسب بهره برداري گسترده مي دانم.
خوشحالم كه بالاخره تلاشهاي ما در حال به ثمر نشستن است و اتفاقا بد نيست به اتفاقي كه دو روز پيش رخ داد اشاره كنم هجوم گردشگر ايراني به اين جزاير در حدي بود كه بين خود اهالي هم شور وهيجاني بپا شده است و حالا اختلافات كوچك هم خودنمايي مي كردند : تو ماشين افشين نشسته بوديم – جالبه كه ايشون تونسته در مدت كوتاهي ماشين هم بخره نه؟ - داشت با يكي از اهالي بحث مي كرد كه فلاني كه يك قاچاقچي است حالا چي شده كه مي خواهد مسافر ببره جزيره؟ چرا پاشو تو پاي من كرده؟ البته افشين از اينكه رقيب پيدا كرده بود ناراحت بود اما من خوشحال بودم كه اون فردي كه افشين قاچاقچي خطابش كرد هم تو فكر توريسم و گردشگري افتاده!!!!!
و من هم در مقابل افشين رو تشويق كردم حالا بهتره كه تو فكر كارهاي بزرگ تر باشي برو دوبي و سعي كن توريستهاي اروپايي به دوبي مي آن رو تور كني و بياري اينجا و دلار وارد كشورت كني تو بايد بجاي كالا دلار پا دار وارد كشورت كني!!!!
خلاصه اقامت ما در جنوب به همين جا ختم نشد...... مردم جزيره لارك هم ما رو به جزيره اشون دعوت كردن و براي ما قايق فرستادن و دورادور جزيره اشون رو نشونمون دادن و بعد ما رو به قلعه پرتقالي هاي لارك بردند كه واقعا بي نظير بود و تنها ماشين دهكده كه توسط يونيسف اهدا شده بود رو در اختيار ما گذاشتند و همه جاي جزيره رو بازديد كرديم و و بزودي لارك هم به مجموعه گنج گردشگري ايران بصورت عملي اضافه خواهد شد...
اگه به اين عكس ها با دقت نگاه كنيد متوجه مي شويد كه افشين تمام خواسته هاي ما رو جامه عمل پوشانده قايق هاي مسافر بر و جليقه نجات و آلاچيق هاي مناسب و موسيقي و نقش حناي سنتي و شادي و سرگرمي مردم و اينقدر ماشاالله مشتري داره كه مجبورن قايق هاي ماهي گيريشون رو هم به اين كار اختصاص بدن!!!!
خلاصه فقط مي تونم بگم خوشحالمممممممممممممممممممممممممممممممممم







View complete fotopage


© Pidgin Technologies Ltd. 2016

ns4008464.ip-198-27-69.net