BackPack

By: FZ AZ

[Recommend this Fotopage] | [Share this Fotopage]
View complete fotopage

Saturday, 20-Oct-2007 06:11 Email | Share | Bookmark
The complex of Sheikh Safi-ad-Din-e-Ardabili , Fotos by Saman

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

The complex of Sheikh Safi-ad-Din-e-Ardabili : is an impressive ancient monument, comprising the following components: the mausoleums of Sheikh Safi and Shah Isma'il, Chini khaneh (meaning the house of chinaware), a mosque, Jannat Sara (meaning the house of paradise), Khanaqah (the house of Dervishes), Cheragh Khaneh (the house of lamps), Shahid khaneh (the house of martyrs) and Chelleh Khaneh (the place where devotees shut themselves up during the forty days of Lent). The mausoleum of Sheikh Safi, the famous dome of which is called "Allah-Allah" has an octagonal interior
Sheikh Safi-ad-din Is'haq Ardabili (of Ardabil) (1252-1334) (Persian: شیخ صفی‌الدین اردبیلی), eponym of the Safavid dynasty, was the spiritual heir and son in law of the great Sufi Murshid (Grand Master) Sheikh Zahed Gilani, of Lahijan in Gilan Province in northern Iran. He was of Persian[1] and Kurdish background.
Sheikh Safi al-Din's has poems in the Iranian dialect of old Tati which is very close to Kurdish. He was a seventh-generation descendant of Firuz Shah Zarrin Kolah, a local Iranian dignitary.
Sheikh Safi al-Din inherited Sheikh Zahed Gilani's Sufi order, the "Zahediyeh", which he later transformed into his own, the "Safaviyeh". Sheikh Zahed Gilani also gave his daughter Bibi Fatemeh in wedlock to his favorite disciple. Sheikh Safi al-Din, in turn, gave a daughter from a previous marriage in wedlock to Shaikh Zahed Gilani's second-born son. Over the following 170 years, the Safaviyeh Order gained political and military power, finally culminating in the foundation of the Safavid dynasty.
Only a very few verses of Sheikh Safi al-Din's poetry, called Dobaytis (double verses), have survived. Written in old Tati and Persian, they have linguistic importance today.
Minorsky however writes that the families of Sheykh Zahed Gilani and Sheykh Safi al-Din were different. According to him, Sheykh Safi al-Din's ancestor Firuz-shah was a rich man, lived in Gilan and then Kurdish kings gave him Ardabil and its dependencies. Minorsky refers to Sheykh Safi al-Din's claims tracing back his origins to "Ali ibn Abu Talib", but expresses uncertainty about this and mentions nothing about Kurdish origins of Sheikh Safi Al-Din
(Other transliterations for Safi al-Din: Safi al-Din, Safi ad-Dîn, Safi Eddin, Safi od-Din, Safi El-Din, Safieddin, Safioddin
http://en.wikipedia.org/wiki/Safi_Al-Din
http://www.virtualtourengine.com/tour.aspx?id=5

وقتي به اين عكسها رسيدم ناگهان چشمانم پر از اشك شدند...
اشكي از سر غرور و نمي تونم دقيقا حسم رو بيان كنم
اينجا آذربايجان است .مهد دليران و مهد فرهنگ و تمدن ايراني
ايران هزار سال پس از هجوم عرب موجوديت خودش را از دست داده بود و عملا به صورت منطقه اي هزار تكه بود با حكومتهاي محلي متعدد...
اما پس از تشكيل سلسله صفويه بود كه ايران دوباره زنده شد و عملا آذربايجان ايران را زنده كرد. و پس از هزار سال مرزهاي ايران به دوره ساسانيان رسيد(.و شاعر بلند آوازه آذربايجاني شهريار عزيز در يكي از مصاحبه هايش به ما ياد آوري مي كند كه به ايران بزرگ فكر كنيد كه مرزهايش از چين بود تا درياي روم و دشمنان ايران ما را دچار تفرقه كردند و سخنان شيرينش هيچ گاه فراموش نخواهد شد.)
زيبايي اين مكان من را به ياد اصفهان مي اندازد اما مي دانيد كه همين زيبايي بود كه اصفهان را پديد آورد؟
بله قلب آذربايجان در اصفهان مي تپد و پدر بزرگ كاخ عالي قاپو اصفهان را اكنون در اردبيل مي بينيد. و به اين مي انديشم كه با همدلي و يكپارچگي توانستيم مجددا يك كشور مطرح در جهان شويم و بر خود مي بالم كه ايرانيم و تاثير گذار در فرهنگ و تمدن بشري و دشمنان ايران هرگز نخواهند توانست ما را مجددا دچار تفرقه و نابودي كنند...
چگونه است آمريكا در سالهاي 1862 تا 1865 با تمام وجودش وحدتش را حفظ كرد و درس اتحاد را سرلوحه سياستش قرار داد؟ در حالي كه آنان هيچگونه قرابت فرهنگي و تاريخي هم با هم نداشته اند. عده اي مهاجر از تمام دنيا اما براي ما. با داشتن اين همه تاريج فرهنگ و تمدن مشترك.... نسخه تفرقه برايمان تجويز مي كنند
من و دوستانم نمي خواهيم بي تفاوت باشيم و شايد اين قدمهاي كوچك حداقل كاري بود كه مي توانستيم براي ايرانمان انجام دهيم . و دشمنان ما بايد بدانند اين مردم همدل را نبايد با مردم يوگوسلاوي اشتباه بگيرند هر چند آنان نيز اسير توطئه شدند مدتي قبل درد دل يك صرب رانده شده از كوزوو را مي خواندم. بشدت افسرده بود و در حومه بلگراد در يك اردگاه با كمترين امكانات رفاهي زندگي مي كرد او مي گفت كه ما به خوبي و خوشي داشتيم در كنار همسايگان آلبانيايي خود زندگي مي كرديم اما نمي دانم چه شد كه يكدفعه شعله جنگ و تفرقه روشن شد؟
البته همه دنيا مي داند كه اتحاديه اروپا نقش غير قابل انكاري در فجايع يوگوسلاوي دارد و نغمه هاي شوم توطئه را در مورد ساير كشور ها هم در سر دارند مثل همين طرح جديد كنگره آمريكا در مورد عراق و يا دسيسه هاي عوامل اسرئيلي براي اختلاف انداختن بين اقوام ايراني اما مردم ايران هزاران سال است در كنار هم بدون مشكل و برادرانه زندگي مي كنند و در مقابل دشمن از وجب به وجب خاك خود دفاع كرده اند


View complete fotopage


© Pidgin Technologies Ltd. 2016

ns4008464.ip-198-27-69.net