BackPack

By: FZ AZ

[Recommend this Fotopage] | [Share this Fotopage]
View complete fotopage

Friday, 13-Jul-2007 06:47 Email | Share | Bookmark
Destination MALASYIA, Fotos By Siamak.T.A

Tehran- Abu Zabi flight
 
 
 
 
Abu Zabi , UAE
Abu Zabi , UAE
Abu Zabi , UAE
Abu Zabi , UAE
Abu Zabi , UAE
Abu Zabi , UAE
Abu Zabi , UAE
Abu Zabi , UAE
Abu Zabi , UAE
Abu Zabi , UAE
Abu Zabi , UAE
Abu Zabi , UAE
Abu Zabi , UAE
Abu Zabi , UAE
Abu Zabi , UAE
Abu Zabi , UAE
Abu Zabi , UAE
Abu Zabi , UAE
Abu Zabi , UAE
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 



همانطور كه گفته بودم دوستان چيني ما وارد ايران شدند.
چهارشنبه صبح بود كه آقايي ناشناس با موبايل من تماس گرفت و به من گفت دوستان چيني اومدن تهران و ديشب رو منزل من بودند حالا مي خوان بيان پيش تو .بد نيست ببينيشون اما زياد وقتت رو صرف اونها نكن ماها اينقدر كار و زندگي داريم كه نمي تونيم وقتمون رو تلف كنيم.ولشون كن برن تو شهر يه خورده گم مي شن بعدش راهشون رو پيدا مي كنن و آخر شب بر مي گردن.
اين نظريه برام جالب بود اما نوعي عدم حس مسئوليت پذيري رو در اون سخن حس كردم .
با توجه به تلاش شبانه روزي و وقت صرف كردن بسيار زياد در اين وبلاگ جهت شناساندن ايران به خارجي ها بالاخره تونسته بودم نظر مثبت اونها رو جلب كنم و راهي ايران بشن
اين آقايي كه مهمان ما شده اند در دوره هاي پيش دانشگاهي چين رياضيات تدريس مي كنند و در شهر پكن زندگي مي كنند و با تعداد زيادي خارجي نيز مرتبط هستند و نوع نگرش ايشان مي تواند تاثيرات زيادي داشته باشد و مهمترين تاثيرش اقتصادي است چون با ورود توريست ارز به كشور وارد مي شود و بقيه تاثيرات نيز هر يك در جاي خود قابل بحث است.
وقتي ايشون و دانشجوئي كه همراه خودش به ايران آورده بود وارد دفتر كار من شدند از همان لحظه اول تلاشم در جهت ايجاد محيطي صميمي و مثبت بود برايشان از آرشيو تصويري كه دارم فيلم هاي متنوعي از طبيعت و تاريخ ايران را به نمايش گذاشتم و سپس از طريق اينترنت توانستند با خانواده اشان در پكن صحبت كنند و خانواده اشان به شدت نگران بودند تصورشان اين بود كه ايران كشوري ناامن و ايراني ها مردمي خشن هستند و با گفتار اين دوستان نگراني ها بر طرف گرديد.
و ظهر كه شد همان غذاي ساده خودمان را كه خورش قيمه بود جلوشون گذاشتم و سالاد شيرازي و دوغ و ...
حسابي هيجان زده شده بودند و از سفره غذا عكس گرفتن و بعدش چاي و آماده شديم بريم بيرون
بايد براشون بليط اتوبوس اصفهان رو مي گرفتم و در پاركينگ بيهقي مردم با لبخند بهشون خوش آمد مي گفتند و چهره ها همه خندان بود و برام جالب بود كه بطور پياپي كلمه ولكام رو از زبان هموطنانمون مي شنيدم.
خودشون هم باورشون نمي شد ايراني ها اينقدر مهربون باشند
بعد از تهيه بليط رفتيم ايستگاه ميرداماد و سوار مترو شديم در داخل مترو هم مردم با كنجكاوي نگاهشون مي كردند و باز هم همان كلمه آشنا...ولكام.... هنوز اون حس زيبا من رو همراه خودش داره و خوشحالم كه خرد جمعي مردم ما به اين درك رسيده است كه ورود توريست و رضايت آنها يعني ورود ارز و همينطور بازسازي هويت تخريب شده ما و اين حس مشتركي است كه حس مي كردم و هدف من هم بيشتر بر همين نكته بود مخصوصا وقتي كه برايم تعريف كرد كه در محيط خانواده با مقاومت شديدي مواجه بود و حتي برادر بزرگترش با وي درگير شده بود و اجازه نمي داد كه به ايران سفر كند و اين آقا با سختي زياد توانسته بود خانواده اش را راضي كند تا كمتر نگران شوند و حتي خانواده دانشجوئي را كه همراه خود آورد بود به سختي توانسته بود متقاعد كند تا همراهش شود.
اما بالاخره اون اكنون در ايران است و مهمان ما و بهترين فرصت براي بر طرف كردن تبليغات منفي بر عليه ايران ما
اون روز را با گردشي در محوطه باغ ملي و ميدان توپخانه و موزه ايران باستان بازار و امامزاده زيد و مسجد تاريخي بازار به عصر رسانديم ساعت 7 بود كه به محوطه ايستگاه مترو ميرداماد رسيديم و من حسابي خسته شده بودم مخصوصا پياده روي به زانوي من فشار زيادي وارد آورده بود و پزشك معالجم گفته بود تا يكسال نبايد زياد به اين زانو فشار بياري ولي چه ميشه كرد راه ديگه اي نداشتم
بعدش حس كردم كه دلش نمي خواد بره خونه به همين دليل رفتم به سمت لواسان و طرفاي غروب بود كه به بالاي درياچه سد لتيان رسيديم
هوا خيلي ملس بود و صداي جيرجيركها فضا رو پر كرده بود در نزديكي ما چند تا آقاي 30 تا 40 ساله ايستاده بودند و اونها هم به اين مهمانان ولكام گفتند اما بقيه اش رو بلد نبودن ادامه بدن و به من گفتند كه اينها توريست هستند؟ در جواب گفتم بله و از طريق اينترنت تونستيم اونها رو به ايران بكشونيم .خيلي خوشحال شدن و ازم خواستن كه مواظبشون باشم و در رانندگي احتياط كنم و همينطور مواظب باشم كسي كيفشون رو نزنه و از اينجور توصيه ها...
خيلي جالب بود كه همگي به اين نتيجه رسيديم كه دلمون نمي خواد بيش از اين وجه امون در سطح بين المللي خراب بشه و باز هم تاكيد مي كنم خرد جمعي مردم ايران به همين نتيجه رسيده است و به همين دليل خودم رو مسئول مي دونستم
خلاصه تا دير وقت اونجا بوديم و شب رو به منزل دوستي رساندم كه اونها رو هاست كرده بود.
صبح زود اونها رفتند ترمينال بيهقي و با اتوبوس راهي اصفهان شدند و در ترمينال اصفهان مورد استقبال دوستمون كوشا قرارگرفتند و در طول چند روز گذشته كوشا اونها رو در اصفهان گردوند و اتفاقا مردم در آنجا نيز همين برخوردي را با اين دوستان ما داشتند كه در تهران من شاهدش بودم و ادامه سفر اونها به شيراز خواهد بود و اميدوارم دوستان شيرازي هم بتونن در ايجاد خاطراتي خوب كار ما را تكميل كنند.


View complete fotopage


© Pidgin Technologies Ltd. 2016

ns4008464.ip-198-27-69.net