BackPack

By: FZ AZ

[Recommend this Fotopage] | [Share this Fotopage]
View complete fotopage

Friday, 22-Jun-2007 16:57 Email | Share | Bookmark
National Museum of Iran, part 2 - Fotos by Dr Siamak J

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 





در طول سه سال گذشته سفرهاي زيادي به مناطق مختلف كشور داشته ام و با عقايد و نظرات جالبي رو به رو شدم و به همين دليل مطالعه بر روي نگرش ايراني ها بر روي ميراث فرهنگي اشان برايم جالب بود
يادمه كه در سفر شيراز يك خانم حدودا 50 ساله و به ظاهر متشخص زماني كه در تنگه چوگان مشغول عكس گرفتن از نقش برجسته هاي ساساني بودم با لحن بسيار زننده و تندي بدون هيچ گونه ملاحظه اي من را خطاب قرار داد كه چي؟ اين سنگها چه ارزشي دارند كه ما رو مجبور كردي توي ميني بوس بشينيم تا جنابعالي عكسات رو بگيري؟
خب من در اون لحظه سكوت كردم و بدون توجه به صحبتهايش به كارم ادامه دادم البته من خيلي سريع ابن كارها را انجام مي دم و علت اينكه كادر بندي بعضي عكسها مطلوب نيست هم همين ملاحظه بقيه همسفران بوده است .
وقتي كه روي صندلي داخل ميني بوس نشستم اين خانم محترم مجددا شروع به اعتراض نمود من هم از ايشان خواستم ايتينري سفر بر روي برگه هاي آژانس را بدقت مطالعه كنند و اگر خانم تور ليدر از انجام اين موارد كوتاهي كنند خودشان مي دانند كه به اداره ميراث فرهنگي مراجعه خواهم كرد و تمام مبلغ پرداختي به شركت را بعنوان خسارت پس خواهم گرفت پس لطفا در نظر بگيريد كه به يك سفر شخصي نيامده ايد
خلاصه اين خانم هم با مطالعه برگه هاي مربوطه متوجه شدند تا چه حد مصمم و جدي هستم و سكوت كردند
بعد از ايشان نوبت به يك خانم ديگر رسيد كه ادعاي تحصيلات عاليه در آمريكا را داشتند و ظاهرا ليسانس روانشناسي داشتند و در پاسارگاد وقتي ما مجذوب آرامگاه كوروش بزرگ بوديم با لحني بسيار نيش دار از ما خواستند تا سفري به مصر داشته باشيم وبه خود بيايم و باور كنيم چيزي براي گفتن در مقابل خارجيان نداريم
خيلي جالب بود فردي كه بشدت دنبال ظاهر خود بود و ماتيك و مداد آبرو و آينه را از خود دور نمي كرد و ادعاي فهم و شعور داشتن اينچنين مرعوب فرهنگ هاي ديگر و بويژه فرهنگ غرب شده بود و آمريكا برايش يك بهشت موعود بود و ما از نظر اين خانم بك مشت بدبختي بوديم كه اسير افتخارات گذشته خود هستيم و زندگي امروز خود را فراموش كرده ايم
منتظر بودم يه جايي جوابش رو بدم بعد از نهار اين خانم طبق معمول سيگارش رو روشن كرد و بوي زننده سيگار رو به خورد بقيه مي داد.من هم در بين جمع ماجراي فيلمي را كه چند سال پيش ديده بودم را با نگاه كردن به چشمانش بازگو كردم . اون صحنه فيلم به قرار زير است:
يك خانم سياه پوست كه مورد توجه جنسي صاحب مزرعه بود و به همين دليل يك مرحله از بردگي را پشت سر گذاشته بود و لباس هاي تميز و به قولي مد روز به تن كرده بود يه پسر بچه سياه مياد سمتش و بهش مي گه توي اين لباس چقدر قشنگ شدي و اين خانم با اهانت به اون پسرك مي گه برو كنار پسره سياه پوست به من نزديك نشو... در حالي كه خودش هم يك سياه پوست بود و فرق بقيه برده ها با وي اين بود كه اونها شرافت و نجابت خودشون رو هنوز به اسارت در نياورده بودند
..
و خلاصه انگار زير اين خانم تحصيلكرده روانشناس آتش روشن كرده باشند سايه من رو هم با تير مي زد
و يا افراد ديگه اي هم در تور بودند كه ظاهرا مذهبي بودند و هيچ گونه ارزشي براي اين آثار قائل نبودند و حتي يادمه در تور ما سه خانم از اين تيپ حضور داشتند كه حاضر نشده بودند در نقش رجب از ميني بوس پياده بشن و نگاهي به هويت تاريخي خودش بندازن . احتمالا اينها هم فكر مي كردند ايرانيان باستان عده اي انسان وحشي بودند و ارزشي ندارد آثار هنري و تاريخي آن وحشيان را نگاه كنند....
به هر حال شناخت اين آثار باعث مي شود كمي به درون خود برگرديم و اين خود باوري نتيجه اش احساس مسئوليت داشتن به ميهن و ارائه نقشي مفيد در زندگي اجتماعي خواهد بود چون ما در گذشته زندگي نمي كنيم و بايد همانند گذشته خود در زندگي امروزي نيز سر منشائ پيشرفت و موفقيت باشيم
پدران ما يادگارهايي را برايمان به جا گذاشته اند كه با تفكر كردن در مورد يكايك آنان مي توانيم خود را در اينه ببينيم و باور كنيم كه اكنون نيز مي توانيم دست به كارهاي بزرگ بزنيم
كشور ايران در منطقه اي از جهان واقع شده كه خود انگليسي ها هم اينجا را هارت لند مي نامند يعني قلب دنيا اينجا منشا بيشتر تمدنهاي باستان بوده است و ما ميراث داران آن تمدن هستيم . نظر من نگاه صرف به تمدن آريايي نسيت چرا كه آريايي ها در كنار اوراتو ها و عيلامي ها و كاسي ها توانستند به تكامل برسند و اين آثار نتيجه و ماحصل تمامي آن تلاشها است
همچنان كه تخت جمشيد برايمان حكايت از شكوه تمدن ايراني است چغازنبيل و استفاده از خط در آجر ها هزار سال پيش از بناي تخت جمشيد برايمان افتخار آفرين است
و آنچه كه من به آن رسيده ام اين است كه نمي توان آن همسفران را مقصر دانست انها قرباني جهل خود هستند
خيلي دلم مي خواست آن خانمي كه از تمدن مصر سخن مي گفت تنديس داريوش بزرگ در موزه ملي را بدقت نگاه مي كرد و در پاي اين مجسمه همانطور كه شما هم مي بينيد مصريان با خط تصويري خود نمايندگان ملتهاي تابع كشور بزرگ ايران را به تصوير كشيده اند

و در دو طرف آن تنديس شما تمامي نمايندگان را مي بينيد همانطور كه در پلكان شرقي و شمالي كاخ آپادانا مي بينيم
و يا اين خانم با نگاهي به لوح هاي زرين و سيمين بدست آمده در پي هاي كاخ آپادانا سند كشور ايران را مي ديد كه چگونه حدود آنرا در گستره عظيمي از گيتي به آيندگان ياد آوري مي كند
و يا همان آتش داني را كه در اين تصوير ها مشاهده مي كيند
اين آتش دان كه چندين طبقه دارد و پايه آن گاو هاي نر هستند كه شير ها بر روي كمر آنها ايستاده اند و به بر افراشته شدن ستون كمك كرده اند و اين نماد يك نماد مهم در نقش برجسته هاي تخت جمشيد است كه ياد آور پيروزي شير بر گاو يا گرما بر سرما
دانستن اين مطالب ما را به خود خواهد آورد و به كشور خود با ديده احترام خواهيم نگريست
و يا مجسمه الهه آناهتيا
و باز هم بيشتر اگر بنگريم پدران خود را اولين يكتا پرستان عالم خواهيم يافت كه آتش برايشان سمبل پاكي بود است نه خدا
بله هميشه پدران ما را با چماق مجوس كوبيده اند و ما با شرمندگي سر خود را در مقابل دشمنان ايران پايين انداخته ايم كه پدرانمان آتش پرست بوده اند
نه چنين نبوده است هرگز
آتش بدليل نقش مهمي كه در زندگي مردم داشته است و براي بدست آوردن فلز از سنگ پختن غذا ضد عفوني كردن وسايل درمان همه و همه باعث شده بود مكانهايي در همه شهر هاي ايران براي حفظ آتش و تقسيم آن بين مردم براي استفاده شخصي ساخته شود و بتدريج آن مكانها بصورت محل تجمع عمومي در آمدند و لذا موبدان زرتشتي هم آن مكان را مناسب يافتند تا هم به امور روزمره مردم پرداخته شود و هم امور مذهبي و متاسفانه بدليل اينكه در دوره ساسانياان مذهب بصورت ابزاري در دست موبدان دنيا پرست در آمده بود و مردم را به طبقات اجتماعي تقسيم كردند و ظلم و ستم از نوع بشري و بنام ايزدي شكل گرفت و مردم ايران نيز در مقابل پيام برادري و برابري اسلام با روي گشوده اسلام را پذيرفتند
بايد تاريخ و هويت خود را بشناسيم تا دچار اشتباه نشويم
بيگانگان و در راس آنها دشمن تاريخي مردم ايران انگليس طبق مرامنامه فراماسونري سعي داشته و دارد تا حس ميهن دوستي و همچنين شناخت هويت خود را از ما بگيرد و تسلط بر انسانهاي بي هويت و سردرگم بسيار ساده است و اسوده تر مي توانند ما را تحقير كنن و از منابع طبيعي ما استفاده كنند در جريان ملي شدن صنعت نفت فراماسونر هاي طرفدار انگليس كه متاسفانه ايراني بودند به طرفداران ملي شدن صنعت نفت مي گفتند مگر ايراني مي تواند يك پيچ را سفت كند؟ كه حالا مي خواهيد صنعت نفت را در دست بگيريد؟
همين ايراني تاريخ اش مايه افتخار كل جهان است
و طبق مرامنامه فراماسونري كه ملي گرايي را نفي مي كرد و به انترناسوناليسم بها مي داد و برادري را تبليغ مي كرد بايد به سركوي هويتهاي ملي و قومي مي پرداختند و بسياري از مردمشناسان و باستان شناسان انگليسي طي همين اصل به كشور ما وارد شدند
و هموطني كه به نفي گذشته خود مي پردازد به نظر من قرباني يك سياست حساب شده است و دقيق است


View complete fotopage


© Pidgin Technologies Ltd. 2016

ns4008464.ip-198-27-69.net