BackPack

By: FZ AZ

[Recommend this Fotopage] | [Share this Fotopage]
[<<  <  1  2  3  4  5  6  7  [8]  9  10  11  12  13  14  15  >  >>]    [Archive]
Monday, 29-Nov-2010 15:38 Email | Share | | Bookmark
Arbat Street

 
 
 
View all 72 photos...
خیابان آربات که در حقیقت شامل دو خیابان قدیمی و جدید است، یکی از محله های مورد بازدید جهانگردان و خرید مسکو به شمار می رود. این خیابان در بدو پیدایش در حاشیه شهر و محل استقرار کاروان های تجاری از کشورهای مشرق زمین بود. به عقیده بعضی کلمه آربات از ارابه مشتق شده، زیرا ارابه های تجاری در آن جا مستقر می شدند.

در آربات قدیم فروشگاه های متعدد صنایع دستی و یادگارهای روسیه وجود دارد. این خیابان در روزهای یکشنبه محل تجمع گروه های نمایشی نوازندگان، آکروبات ها وغیره است که هزاران نفر از آن بازدید می کنند. خانه – موزه الکساندر پوشکین در این خیابان قرار دارد. هم چنین به مناسبت دویستمین سالگرد تولد این شاعر نامدار، مجسمه ای از وی و همسرش در آربات نصب شد. آربات جدید که تقریباً به موازات آربات قدیم ساخته شده دارای فروشگاه های متعدد امروزی است که جهانگردان می توانند وسایل مورد نیاز خود را از خوراک و پوشاک تا دوربین عکاسی و فیلم از آنها تهیه نمایند. از جذابیت های این خیابان حضور هنرمندان نقاشی است که پرتره بازدیدکنندگان را در کمترین زمان ممکن به تصویر می کشند.



Monday, 29-Nov-2010 09:12 Email | Share | | Bookmark
The Kremlin

 
 
 
View all 48 photos...



اسم اصلی کرملین آن طوری که خود روس ها آن را می نامند کرمل است. کرمل در شهرهای روسیه حکم آکروپل در شهرهای یونان قدیم و ارگ در شهرهای خودمان را دارد، یعنی به صورت قلعه ای در مرکز شهر ساخته شده است که مقر حکومت بوده است.

کرمل منحصر به مسکو نیست، بعضی دیگر از شهرهای روسیه دارای کرمل هستند ولی کرمل مسکو به علت وسعت، عظمت، شاهکارهای معماری و همچنین به این علت که مدت ها مرکز حکومت تزارها بوده و بعد از انقلاب نیز مقر فرمانروایی پیشوایان شوروی شد، شهرت جهانی یافت. عده زیادی تصور می نمایند کرملین یک قصر بزرگ و مجلل است، در صورتیکه کرملین یک قصر نیست بلکه برای خود شهری است با حدود 28 هکتار وسعت که در آن چندین قصر بزرگ و کلیسای مجلل و 20 برج به ارتفاعات مختلف ساخته شده و دیواری با ضخامت 5/3 تا 5/6 متر، ارتفاع از 10 تا 21 متر و طول 2235 متر پیرامون آن را احاطه کرده است.
برجهای کرملین از جمله مکان های مشهور این بنا به شمار می روند. اولین برج کرملین تاینیتسکایا (برج اسرارآمیز) در سال 1485 ساخته شد. برج اصلی یعنی اسپاسکایا (برج محافظ) در سال 1491 توسط پیترو آنتونیو سولاری معمار ایتالیایی ساخته شده و نام خود را از شمایل محافظ مقدس گرفته است.

بر روی این برج که بیش از 67 متر ارتفاع دارد، ساعت معروف کرملین نصب شده که هر 15 دقیقه یکبار زنگ می زند، همچنین هر ساعت با صدای دیگری اعلام وقت می کند. این صداها را مجموعه ای از ناقوس های کوچک و بزرگ به وجود می آورد که وزن کوچکترین آنها 320 و بزرگ ترین آنها 2160 کیلوگرم است. ساعت 12/6 متر قطر و شماره های آن 72 سانتی متر، عقربه ها 28/3 و 27/2 متر طول دارد. وزن کلی ساعت 25 تن است. آخرین و بلندترین برج بیش از 80 متر ارتفاع دارد و در سال 1495 ساخته شد. از جمله برجهای داخل محوطه کرملین که برای نصب ناقوس ها ساخته شده اند میتوان به بنایی اشاره کرد که توسط مارکو بونو معمار ایتالیایی طی سالهای 1505 تا 1508 ساخته شده و سپس طی سالهای 1532 تا 1543 توسط بوریس گادونف معمار روس مرتفع تر گردید و بر بالای این برج ناقوس 65 تنی نصب شده است.در بین بناهای مهم تاریخی کرملین، بیش از همه کلیسا وجود دارد که در حال حاضر سیمای گذشته خود را حفظ کرده اند.

در دوران تزارها هر یک از این کلیساها اختصاص به اجرای مراسم معینی داشت. در یکی تزار بچه های خود را غسل تعمید می داد، در دیگری مراسم ازدواج صورت می گرفت، یکی دیگر مخصوص انجام تشریفات تاج گذاری بود و در کلیسای دیگر نیز مراسم تشییع جنازه و تدفین تزارها و اعضای خاندان سلطنتی به عمل می آمد، کلیساهای دیگر اختصاص به انجام مراسم و فرایض مذهبی داشت. از بین این کلیساها که تعداد آنها به یازده بنا می رسد کلیسای واسیلی بلاژنوآ یا واسیلی مقدس، زیباترین و از لحاظ هنری پر ارزش ترین است. کلیسای مزبور به دست یک مهندس ایتالیایی طی سی سال ساخته شده است. می گویند ایوان سوم که دستور ساخت آن را داده بود پس از خاتمه کار هر دو چشم او را کور کرد تا در جای دیگری نظیر آن را نسازد.

در سال 1712 پترکبیر پایتخت را از مسکو به سنت پترزبورگ انتقال داد. طی دو قرن بعد مسکو و کرملین اهمیت قبلی خود را از دست دادند. تا اینکه در سال 1918 و بعد از آن که حکومت کمونیستی قدرت را به دست گرفت بار دیگر پایتخت به مسکو منتقل شد. بین سالهای 1935 تا 1937 بنا به دستور استالین ستاره هایی با 3 تا 75/3 متر طول و 1 تا 5/1 تن وزن بر بالای پنج سمت کرملین نصب شد و شبها در داخل آنها لامپ هایی به قدرت 5000 وات روشن می شود که زیبایی خاصی به وجود می آورند.
سایت رسمی کرملین:
www.kreml.ru/main_en.asp
شاه زنگ Tsar bell
یک ناقوس با وزن 200 تن، ارتفاع 14/6 متر و قطر 6/6 متر است که در سال 1733 – 1725 توسط صنعتگران روسی به نامهای ایوان و ماکس ماتورین ساخته شده است. ابتدا برای نصب در یکی از کلیساهای کاخ کرملین در نظر گرفته شده بود. ولی در زمان ساخت آن، آتش سوزی در کرملین رخ داد و مردمی که درصدد نجات این اثر برآمده بودند، با عجله به این زنگ مقادیری آب پاشیدند که در نتیجه قسمتی از این ناقوس با وزن 11 تن از آن جدا شد. هنوز هم این تکه در کنار زنگ قابل مشاهده است.
شاه توپ Tsar cannon
در سال 1586 و زمان سلطنت ایوان مخوف توسط آندری چوخوف برای ایجاد رعب و وحشت در دل دشمنان ساخته شد. طول این توپ 84/5 متر و وزن آن 40 تن می باشد. قرار بود این توپ عظیم برای تیراندازی به صورت خوشه ای استفاده گردد ولی هیچ گاه نیاز به استفاده از آن احساس نشد. در حال حاضر این توپ و گلوله های آن جنبه تزیینی دارد.



موزه اسلحه کاخ کرملینState Armoury
این محل قدیمی ترین موزه کشور روسیه می باشد و تاریخ تأسیس آن به قرن چهاردهم میلادی می رسد. در سال 1485 زمانی که ساختمان کنونی موزه اسلحه وجود نداشت، خزانه ای که یک اتاق کوچک سنگی بود در محوطه کرملین به منظور نگهداری این اشیا گرانبها احداث گردید. این ساختمان علاوه بر نگهداری این وسایل، شامل کارگاهی برای تولید اسلحه و جواهرات بود. اسلحه هایی که در آنجا تولید می شد، بیشتر جنبه تزیینی داشت چون در ساخت آنها از فلزات و سنگ های گرانبها استفاده می شد. در قرن هیجدهم میلادی تولید چنین اسلحه ای متوقف شد. در سال 1726 کلکسیون خزانه امپراطوری روسیه نیز به این مجموعه اضافه شد و در سال 1806 این محل درهای خود را به سوی بازدیدکنندگان گشود و به موزه تبدیل شد. ساختمان فعلی موزه در سال 1840 توسط معمار روس کنستانتین تن به سبک روسی بیزانس ساخته شد. این موزه دارای اجزای وسیعی مانند تاج های امپراتورهای روس، لباسهای تزار و خانواده های آنها، لباسهای نظامی و اسلحه های مربوط به جنگ های معروف تاریخ روسیه، انواع مختلف اسلحه، درشکه های باشکوه و بی نظیر تزارها و از همه مهمتر هدایای دربارهای سایر کشورها است. موزه اسلحه در دو طبقه ساخته شده که طبقه پایین مخصوص نگهداری لباسهای خانواده تزار و شخص تزار، تاجها، تخت های امپراطور، درشکه های حاکمان روس و غیره می باشد که این مجموعه از قرون وسطی تا اوایل قرن بیستم جمع آوری شده است. بازدیدکنندگان می توانند تغییرات سبک هنری از سبک روسی بیزانس تا سبک های مدرن را مشاهده نمایند.

در نخستین سالن از طبقه اول، لباسهای پترکبیر هنگام سفر به آمستردام، لباس مخصوص تاج گذاری کاترین اول که از ریسمانهای طلایی دوخته شده است، لباس عروسی و تاجگذاری کاترین کبیر، شنل همسر نیکلای و هم چنین لباسهای رسمی رهبران روحانی روس که با رنگهای سفید و آبی و با استفاده از نقره و جواهرات دوخته شده اند، لباس مخمل ایتالیایی آراسته به مروارید و الماس و زمرد که هدیه کاترین کبیر به رهبر دینی وقت روسیه است، نگهداری می گردد. در سالن بعدی تختهای سلطنتی قرار دارند که از این مجموعه می توان به تخت الماس متعلق به پدر پترکبیر که با عاج فیل و هشتصد قطعه الماس ساخته شده است و همچنین تخت سلطنتی ساخته شده با مروارید، هدیه شاه عباس اول اشاره نمود. در سالن بعدی درشکه ها و وسایل سوارکاری تزارها قرار دارد، از جمله آنها میتوان به وسایل سوارکاری تزیینی هدیه ایران به میخاییل رومانف در سال 1635، وسایل سوارکاری کاترین کبیر هدیه سلطان عثمانی و وسایل شخصی بوریس گادونف تزار وقت روسیه که هدیه ایران و حاکمان لهستان بوده است، اشاره نمود.

در انتهای سالن درشکه های تزارها قرار دارد که قدیمی ترین آنها درشکه هدیه شاه انگلیس به تزار روس می باشد. همچنین در این سالن میتوان انواع درشکه های تابستانی و زمستانی و درشکه های مخصوص مراسم تاجگذاری را مشاهده نمود. در طبقه دوم این موزه هدایای کشورهای مختلف به تزارهای روس و همچنین خزانه امپراطوری روسیه نگهداری می گردد.

در نخستین سالن این طبقه آثار طلاکاری و نقره کاری روسیه طی قرون 12 تا 16 قرار دارد که شامل شمایل، قاب کتاب دینی و غیره می باشد که همگی با سنگهای گرانبها تزیین شده اند.

در سالن بعدی ادوات و لباسهای جنگی کشورهای دیگر که به تزارهای روس هدیه شده اند، قرار دارد. لباسهای جنگی مصریان، آسیای مرکزی، ایران، ترکیه، اروپای غربی، روم و مدالهای نظامی کشور روسیه از آن جمله هستند.

در سالن بعدی زیباترین و معروف ترین کلکسیون تخم مرغ های موسوم به فابرژی قرار دارند که این تخم مرغ ها برای خانواده تزارها و بنا به رسم قدیمی روس ها که در عید پاک به یکدیگر تخم مرغ هدیه می دهند، ساخته شده اند.

از جمله این تخم مرغ ها میتوان به ساعتی که از الماس ساخته شده است و تخم مرغ راه آهن بزرگ سیبری که مسکو را به شهر ولادی واستوک متصل می کند و از جواهرات منطقه سیبری روسیه ساخته شده اند، اشاره نمود و خلاصه آنکه این موزه فقط موزه اسلحه نیست، بلکه مجموعه ای گرانبها از اسلحه، جواهرات و . . . است.



Tuesday, 9-Nov-2010 14:25 Email | Share | | Bookmark
Red Square. Moscow

 
 
 
View all 118 photos...
سفر من رو وادار می کنه که بیشتر مطالعه کنم و تمام اون کتابهایی که حال و حوصله خوندنشون رو نداشتم رو با انرزی متفاوتی بخونم. در مورد روسیه هم همینطوره شاید اگر میدان سرخ را از نزدیک نمی دیدم چندان خواندن تاریخ حمله مغولها جالب نبود اما این میدان و کلیسای زیبای باسیلی مقدس من رو به تاریخ حمله مغول بویزه پیشروی انها در روسیه علاقمند کرد و اینکه بدانم که همزمان با حکومت ایلخانیان در ایران حکومت اردوی زرین در نواحی جنوبی روسیه و شمال دریای خزر وجود داشته گفتم خزر . همیشه این سئوال برام مطرح بوده که خزر ها کی بودند چرا اسم این دریا خزر است؟
با مطالعه تاریخ روسیه به این واقعیت پی بردم که همزمان با اشغال ایران توسط اعراب. مردمی در نواحی اطراف رود ولگا و شمال دریای خزر زندگی می کردند که به آنها خزر ها می گفتند و اکثریت جمعیت آنها کلیمی بودند.
و این میدان سرخ یادآور بسیاری از اتفاقات تاریخی روسیه می باشد روزهایی که کمونیستها برای رزه نظامی ساختمان ضلع جنوبی میدان را خراب کردند تا تانکها بتوانند در میدان رزه بروند و یا روزی که ارامگاه لنین را ساختند آن هم با کپی برداری از آرامگاه کوروش بزرگ جالبه این نکته را هم بگم که استالین را هم بعد از مرگ مومیایی کردند و در کنار لنین قرار دادند اما چند سال بعد تصمیم گرفته شد که به خاک سپرده شود و در پشت آرامگاه لنین و در کنار دیوار های کرملین سران اتحاد شوروی و اشخاص سرشناسی مثل یوری گاگارین به خاک سپرده شده اند
در میدان سرخ و در جهت مقابل کرملین و آرامگاه لنین مرکز خرید بسیار شیک و گران قیمتی بنام گوم وجود دارد و تاریخچه آن به قرن هفدهم بر می گردد به زمانی که فروشندگان دوره گرد را ساماندهی کردند و در این محل اسکان یافتند قیمتها در این فروشگاهها بسیار بالاست مثلا یک تی شرت بالا سیصد دلار تا نبینید باورتان نمی شود که مارک دار بودن یک لباس چقدر در قیمتش تاثیر دارد
البته در خارج از میدان سرخ یک مرکز خرید بزرگ دیگه وجود دارد که در سالهای دهه نود ساخته شده است و قیمتهای آنجا مناسب تر است مثلا تی شرت لاگوست را در انجا دویست دلار قیمت گرفتم یعنی صد دلار ارزان تر
من پیش از سفر به روسیه مطالعات زیادی داشتم و وبلاگهای دوستانی که به روسیه سفر کرده بودند را با دقت مطالعه کردم
به نکته جالبی در یک وبلاگ برخوردم و آن اینکه ایشان در روسیه بشدت در یافتن دستشویی مشکل داشتند در طول سفرم متوجه شدم که این دوست کمی بی دقت بوده اند و به همین دلیل سفر را به خود سخت کردند
در حالی که در تمام موزه ها سرویس بهداشتی مناسب و تمیز وجود دارد و در همین میدان سرخ در کنار در ورودی مرکز خرید گوم از پله ها پایین می روید و سرویش بهداشتی بزرگ در انجاست جالبه بدونید که توالتهایش از همین ایرانی های خودمون است
و یا در خود مراکز خرید هم می توان به سرویس های بهداشتی دست یافت پس می بینید که نباید سفر را به خودمون سخت بگیریم
A19-year-old West German defied the laws of probability as well as Soviet air defenses yesterday by landing a single-engine plane on the edge of Red Square-the political heart of the Soviet Union-to the astonishment of western defense experts and the delight of many Muscovites.

Mathias Rust, an aviation buff and former bank clerk trainee from Hamburg, approached Red Square from the south at about 6 p.m. yesterday, skimming just above the ground.

He circled his small, white Cessna very low over the area adjacent to the Kremlin three times, buzzed the Lenin Mausoleum on one swing and almost knocked over a spire of the massive GUM department store on another, according to ..............







اینجا میدان سرخ مسکو است. میدانی که زمانی نیمی از جهان را به بازی گرفته بود بهشت خیلی ها بود
اما اکنون همان سمبل های ایدئولوزی شده اند وسیله تفریح و عکس گرفتن توریست ها و نوعی درآمدزایی را برای روس ها فرآهم کرده اند
این میدان من را به یاد جوان 19 ساله آلمانی می اندازد که در سال 1987 یعنی فقط 4 سال قبل از آب شدن ان جلال و جبروت به جهانیان ثابت کرد که حکومتی که بر قلبها حاکم نباشد با تمامی نیروهای مخوف و انواع سلاحهای هسته ای و غیر هسته و اون همه موشک باز هم نمی تواند دوام بیاورد
این میدان از همان سال 1987 برایم جذابیت داشت چون من را به یاد روست جوان می اندازد
در اولین فرصت در مورد این میدان خواهم نوشت اما این رو بگم که اسم این میدان ربطی به کمونیستها ندارد بلکه کلمه سرخ در زبان روسی معنای زیبا را می دهد و به همین علت نامش سرخ گذاشته شده است و این کلیسای زیبا هم ربطی به کرملین ندارد بلکه اسمش
کلیسای واسیلی است که برای یادبود پیروزی بر تاتاز ها در قرن شانزدهم ساخته شده است
------------------------------
بد نیست مطلبی را که در اینترنت پیدا کرده ام را شما نیز بخوانید و با حال و هوای شیفتگان کمونیسم در ایران آشنا شوید
از جنایات دوران استالین، که تنها "خلق‌های اتحاد جماهیر شوروی" قربانی آن نبودند، به تمام زبان‌ها گزارش‌های مفصل و بیشماری منتشر شده است، هم از دادگاه‌های فرمایشی و "تصفیه‌های حزبی" و هم از زندان‌ها و اردوگاه‌های مخوفی که میلیون‌ها انسان بی‌گناه را به کام مرگ کشیدند.

اما گزارش و پژوهش درباره فجایع دوران استالین به زبان فارسی اندک است، با اینکه زندگی صدها شهروند ایرانی نیز در راه "ساختمان سوسیالیسم" نابود شد. مهمترین علت را باید علاوه بر ضعف رشته‌ی خاطره‌نویسی تاریخی در زبان فارسی، در دلایل ایدئولوژیک و روانی جست.
ایرانیانی که در "جهنم استالین" گرفتار شدند، بیشتر به پای خود به آن وحشتکده رفته بودند. زبان باز کردن آنها، چه بسا زبونی و حقارت تلقی می‌شد و حالت "تف سربالا" پیدا می‌کرد. به علاوه، بسیاری از قربانیان نمی‌خواستند به دام "تبلیغات امپریالیستی" بیفتند و "خائن" یا "دشمن شادکن" خوانده شوند.
در سال‌های اخیر، پس از فروپاشی اتحاد شوروی (سابق)، به تدریج گوشه‌هایی از زندگی و سرگذشت ایرانیان مهاجر به شوروی از پرده بیرون می‌افتد. کتاب‌هایی که به ویژه به همت اتابک فتح‌الله‌زاده در این باره منتشر شده، گامی آغازین، اما بسیار ارزنده در این راه است. آخرین کتاب این نویسنده و پژوهشگر مقیم سوئد به نام "اجاق سرد همسایه" اثری تکان‌دهنده است که توجه زیادی نیز برانگیخته است.
کتاب خاطرات تلخ و عذاب‌آلود چند مبارز ایرانی را بازگو می‌کند، که به دنبال تبلیغات فریبنده‌ی هواداران شوروی در ایران، راهی اتحاد شوروی شدند که آن را کعبه آمال خود می‌پنداشتند.
نابودی دو نسل از کمونیست‌های ایرانی
بیشتر چپگرایان ایرانی که از بیم حبس و شکنجه به شوروی گریختند، در آن دیار با مصایبی به مراتب سنگین‌تر از میهن خود روبرو شدند. تنها کافی است به یاد آوریم که یک نسل قبل از این قربانیان، که در دهه ۱۳۲۰ خورشیدی به شوروی پناه بردند، گروهی دیگر به شوروی رفته و به سرنوشتی شوم دچار شده بودند.
کمابیش تمام سران و فعالان "حزب کمونیست ایران" که پس از استقرار دیکتاتوری رضا شاه به شوروی گریختند، سروکارشان به دادگاه‌های فرمایشی افتاد. تمام کادرهای کمونیست، به استثنای یکی دو تن، به دست چکا (و سپس کا گ ب) کشته شدند. طنز تلخ روزگار آن است که از نسل کمونیست‌های قدیمی، تنها کسانی جان سالم به در بردند که در ایران به زندان رضا شاه افتاده بودند!
تصفیه‌های خونین در شوروی تنها دامن کمونیست‌های ایرانی را نگرفت. از حوالی سال ۱۹۲۸ و تحکیم رژیم استالین بیشتر مبارزان پرشور اروپای شرقی، ترک و عرب و یونانی به اتهامات موهوم و پرونده‌های ساختگی تیرباران شدند یا در اردوگاه‌های مخوف سیبری جان باختند.
نیاز به 'ضدانقلاب'
گسترش رعب و وحشت از الزامات نظام تام گرا (توتالیتر) است. "انقلاب" به "توطئه گران و عوامل ضدانقلابی" نیاز مبرم دارد، تا بتواند با خشونت و سبعیت روزافزون از خود "دفاع" کند. رژیم برای اطمینان دایمی از اقتدار نامشروع خود، پیوسته به سرکوب و کشتار نیازمند است.

سرنوشت تلخ بسیاری از ایرانیان در گولاگ رقم خورد

عملکرد رژیم‌های توتالیتر در پراکندن تخم وحشت و ناامنی کمابیش یکسان است. شیوه‌ها و شگردهای بلشویک‌ها و نازی‌ها در نابودی انسان‌ها به طور حیرت‌انگیزی مشابه است. ماشین سرکوب استالین از یک نظر حتی بیرحمانه‌تر عمل می‌کرد، زیرا به نام "عدالت و انسانیت" کسانی را له می‌کرد که بیشتر آنها به آن نظام وفادار بودند و به "اجاق سرد" آن پناه برده بودند.
همین برخورد غدارانه‌ی "برادر بزرگتر" با وابستگان به "برادران کوچکتر" است که تراژدی شخصی قربانیان را به مراتب دردناک‌تر می‌سازد. قربانی در می‌یابد که از اعتقاد صادقانه‌ی او به کثیفت‌ترین شکلی سوءاستفاده کرده‌اند. با پشیمانی و شرمساری به یاد می‌آورد: "با هزاران امید خود را به شوروی رساندیم، غافل از اینکه در بهشت موعودمان سرنوشت تلخ و دردناکی در انتظار ماست. من هرگز فکر نمی‌کردم که رفقا مرا در بهشت شوروی زندانی کنند و بازجوها برای گرفتن اعتراف جاسوسی شب و روز مرا شکنجه روحی و جسمی بکنند."(۱۵۵)
با پیروزی انقلاب اکتبر در روسیه، نیروهای انقلابی در سراسر جهان یقین کردند که "قلب پرولتاریای جهان که نماد پیشرفت و سوسياليسم است، در مسکو می‌تپد". از همان دم وظيفه اصلی همه انقلابیون راستین دفاع از "دژ مقدس زحمتکشان" بود. آنها پیروزی شوروی را پيروزی خود می‌دانستند.
احزاب کمونیست که به مارکسیسم - لنینیسم باور داشتند، به همین راه رفتند. کم نبودند روشنفکران برجسته‌ی غربی که زیر سایه‌ی دموکراسی پارلمانی بار آمده بودند، و با وجود این، شیفته‌ی نظامی شدند که استبداد هولناک تزاری را زیر لوای پرچم سرخ ادامه می‌داد.
در نیمه اول قرن بیستم هر حزبی که از استقلال خود در برابر سیستم شوروی و سوسیالیسم لنینی فاصله می‌گرفت، باید بدنامی "رفرمیسم و رویزیونیسم" و دهها اتهام سیاسی دیگر را به جان می‌خرید. در ایران نیز بر اثر تبلیغات حزب توده، بیشتر روشنفکران ایرانی، اتحاد شوروی را بهشت روی زمین می‌دانستند و رهبر آن استالین را می‌پرستیدند.
در آغوش 'برادر بزرگتر'
کتاب "اجاق سرد همسایه" با خاطرات تأثرانگیز رحیم فاضل‌پور شروع می‌شود، که از تیره‌روزی و مصایب خانواده خود در شوروی روایت می‌کند. او به همراه دو برادر و مادر خود راهی شوروی می‌شود، و سپس پدر را نیز به دنبال خود می‌کشد.
او و برادرانش که در شهر مشهد با سختی و مشقت زندگی می‌کنند، پس از شهریور ۱۳۲۰ در اشتیاق آزادی و عدالت، به حزب توده می‌پیوندند. برادرها پس از گرفتاری سیاسی در ایران، به فکر مهاجرت به شوروی می‌افتند. مادر به خاطر تجارب تلخی که پشت سر گذاشته، از ماهیت ظالمانه و خشن رژیم شوروی آگاه است. او که در شوروی شاهد دستگیری شوهر و پدر و سایر بستگان خود بوده، به فرزندان التماس می‌کند که از رفتن به شوروی صرف نظر کنند: "با دست خود اجاق کم‌سوی خود را خاموش نکنید. اجاق شوروی سالهاست که به خاکستری سرد تبدیل شده است."(ص ۱۰) اما او هم سرانجام "از سر عواطف مادری با دلی پردرد به دنبال راهی که پسرانش انتخاب کرده بودند" راهی شوروی می‌شود.
برادران فاضل‌پور که گمان می‌کردند پس از عبور از مرز با استقبال گرم رفقای حزب "برادر بزرگتر" روبرو خواهند شد، از اولین دقایق ورود به خاک شوروی با خصومتی چنان شدید روبرو می‌شوند که مبهوت می‌مانند. آنها نخست خیال می‌کنند که سوءتفاهمی پیش آمده که به زودی با روشن شدن حقیقت، برطرف خواهد شد! اما به تدریج در می‌یابند با پای خود به جهنمی پا گذاشته‌اند که از آن خلاصی ندارند.
حداقل مجازاتی که در انتظار مهاجران است، سه سال زندان است و بیگاری در شرایطی کمرشکن به جرم "ورود غیرقانونی به خاک اتحاد شوروی". اما ماجرا معمولا به همین جا ختم نمی‌شود. مهاجران در بازداشتگاه‌های گوناگون مدتها شکنجه می‌شوند تا اعتراف کنند برای جاسوسی برای "امپریالیسم و خرابکاری در نظام سوسیالیستی" به شوروی رفته‌اند. و وقتی قربانی بی‌نوا در زیر شکنجه از پا در آمد و "اقرار" کرد، به مدتی میان ۱۰ تا ۲۵ سال کار اجباری در اردوگاه‌های وحشتناک سیبری محکوم می‌شود.
وحشت توده‌گیر
نظامی که با طراحی لنین و مباشرت استالین پا گرفت، مانند همه نظام‌های توتالیتر، به هر فرد متفاوت یا "غیرخودی" مشکوک بود. نظام‌های توتالیتر انسان‌ها را یک قد و یک قواره و قابل‌محاسبه می‌خواهند. از نظر رژیم هرکسی، به ویژه هر غریبه‌ای، مجرم است، مگر آنکه عکس آن ثابت شود. هر مهاجری، حتی اگر با عشق صادقانه و به نیت خدمت به "سرزمین شوراها" وارد کشور شده باشد، اگر نتواند با پست‌ترین شیوه‌ها، از جمله جاسوسی و جنایت، وفاداری خود را نشان دهد، باید بر خود بلرزد:
"بسیاری از ایرانیان کوله بار حاضر و آماده‌ای در دهلیز خانه می‌گذاشتند تا هنگام دستگیری دست خالی روانه زندان و اردوگاه نشوند. هر بار که ماشینی از کوچه عبور می‌کرد و می‌ایستاد و یا کسی در می‌زد، فکر می‌کردند که حالا نوبت آنهاست. فضای ترس و وحشت بر خانه‌ها حاکم بود. همین انتظار دستگیر شدن بدتر از خود دستگیری بود. آنها نمی‌دانستند جرمشان چیست. آیا جاسوس انگلیس هستند یا ایران؟ آیا به دشمنان خلق کمک کرده‌اند؟ بازجویان دهها اتهام حاضر و آماده در دست داشتند که روح ما ایرانیان فلک‌زده از آن خبر نداشت. شبی نبود یک یا چند نفر را دستگیر نکنند..." (۱۵)
جمع ایرانیان در گولاگ
مهاجر بی‌پناهی که تنها با اعتماد و صداقت به "سرزمین کارگران و دهقانان" قدم گذاشته بود، به جای مهر و تفاهم با فقر و گرسنگی و سرمای طاقت‌فرسا روبرو می‌شد. اما از همه بدتر فشارهای تحقیرآمیز عوامل رژیم است که برای خوش خدمتی به اربابان خود، حیثیت متهم را لکه دار و پرونده‌ی او را سنگین‌تر و سنگین‌تر می‌کنند.
آقای فتح‌الله‌زاده در روایت‌های این کتاب، مانند کتاب پیشین خود به عنوان "در ماگادان کسی پیر نمی‌شود" توصیف‌های زنده‌ای از زندگی ایرانیان در اردوگاه‌های روسیه شوروی ارائه داده، که گاه با آثار تکان‌دهنده‌ی الکساندر سولژنیتسین، نویسنده فقید روس، پهلو می‌زند.
از ویژگی‌های توجه‌انگیز کتاب، طنز نیشدار و هوشمندانه‌ایست که سرشار از طبع و ذوق ایرانی، از دل روایت‌های تلخ و جانگداز بر می‌جوشد. برای نمونه محمد روزگار، یکی از اسیران اردوگاه، با بیانی شیرین از شگردی یاد می‌کند که ایرانیان برای یافتن هم‌میهنان خود در زندان ابداع کرده بودند:
"یگانه راه ارتباط ما توالت بود، زیرا گروه‌های کاری را به نوبت به توالت می‌بردند. تصمیم گرفتیم نام و نشان خود را روی دیوار بنویسیم و ببینیم آیا جوابی می‌گیریم یا نه. با زحمت مداد کوچکی از سرکارگر دزدیده شد و از فردایش نام خود را نوشتیم، نتیجه عالی در آمد. روز دیگر در زیر نوشته‌هامان نوشته‌ای پیدا شد که من فلانی هستم و... با این روش ما توانستیم عده‌ای از رفقای گم‌شده را پیدا کنیم. دیوارهای توالت تخته بودند و ما روی این تخته‌ها می‌نوشتیم. نظافت چی‌های توالت که خود زندانی بودند به مقامات زندان خبر دادند...
روزی دیدم که مأموران زندان به طور ناگهانی پس از کار، تخت‌خواب‌ها و لباس‌ها را می‌گردند، اما چیزی نمی‌یابند. آنها چیزی به ما نمی‌گویند اما ما دانستیم که مأموران در پی مداد هستند. من باید تصمیم خود را می‌گرفتم: از یک طرف نمی‌خواستم مداد را از دست بدهم اما از طرف دیگر برایم زجرآور بود که برای بار دوم به اتهام جاسوسی و دشمن خلق با شکنجه‌ی بازجو مواجه شوم. سرانجام پس از دودلی زیاد مداد را در نشیمنگاه خود فرو کردم. مأموران دسته دسته زندانی‌ها را لخت کردند و تمام لباس‌هاشان را با دقت می‌گشتند.... من این چنین توانستم مداد را در زندان سوسیالیسم حفظ کنم."(۱۵۷)
------
شناسنامه‌ی کتاب:
اجاق سرد همسایه
اتابک فتح‌الله زاده
انتشارات معین، تهران
چاپ اول، سال ۱۳۸۷، ۲۲۷ صفحه



میدان سرخ Red square
سرخ در فرهنگ مردم روسیه به معنای زیبا است و کلمه سرخ این میدان اشتباهاً به کمونیست ها و یا آجرهای سرخ دیوارهای کرملین نسبت داده می شود. میدان سرخ در حال حاضر از نظر وسعت بعد از میدان تیان آمن پکن و ميدان نقش جهان اصفهان سومین میدان بزرگ دنیا محسوب می شود.

میدان سرخ که از مشهورترین میادین جهان است، قلب شهر مسکو و نماد کشور روسیه به شمار می رود. در سند مربوط به این میدان که در شهرداری مسکو نگهداری می گردد، مشخصاتش چنین ثبت شده است: طول 695 متر و عرض 13 متر. هم زمان با کرملین میدانی در کنار آن به وجود آمد که بازرگانان در آن جا بساط خود را پهن می کردند و این میدان یک میدان بازرگانی بود. در آنجا قراردادهای بازرگانی و خرید و فروش به صورت خرده و عمده منعقد می-گردید. در همین میدان بود که بازرگانان ماورای دریا را می پذیرفتند. اما سرنوشت می خواست که این میدان اهمیت بیشتری یابد. این امر در پاییز سال 1480 که حکومت روسیه تصمیم گرفت با تاتارهای مهاجم مقابله کند محقق گردید. آن روزی که در میدان بازرگانی، در پای دیوارهای کرملین نیروهای ملی جمع و جهت حمله آماده شدند تا خاک روسیه را از چنگ تاتارها آزاد کنند، در میدان بازرگانی نه تنها مسکوی ها (اهالی مسکو) بلکه هزاران نفر از شهرهای دیگر روسیه جمع شدند. پدران روحانی به درگاه خداوند دعا می کردند تا هر چه زودتر پیروزی را نصیب آنها نماید. زنان با همسران، پدران، پسران و نوه های خود خداحافظی می کردند. سربازان پس از راهی شدن به میدانهای جنگ دلیرانه در برابر دشمن به نبرد پرداختند و پیروز و سربلند به مسکو بازگشتند. روز اول اکتبر سال 1480 نخستین گروه آنان وارد شهر شدند و به میدان کرملین رسیدند.

معمار مشهور ژوزف بویوف (1834- 1784) یکی از استادان برجسته کلاسیک روسی نیمه دوم قرن نوزدهم در طراحی و بازسازی میدان سرخ و بازار آن نقشی اساسی داشت. در سالهای بعد از انقلاب اکتبر، میدان سرخ اهمیت بیشتری پیدا کرد، زیرا از یک سو آرامگاه لنین در آن جا ساخته شد و از سوی دیگر رژه های ارتش سرخ و راهپیمایی های میلیونی مردم در آن انجام می شد.
امروزه میدان سرخ بیش از جنبه سیاسی، وجه تفریحی و تاریخی دارد. در این میدان، جهانگردان می توانند از کلیسای قدیمی و زیبای واسیلی مقدس، موزه انقلاب، موزه لنین و هم چنین آرامگاه لنین بازدید نمایند.

بازارچه موسوم به گوم (GUM) در مجاورت این میدان قرار دارد که از گرانترین بازارهای مسکو به شمار می رود


Sunday, 7-Nov-2010 12:42 Email | Share | | Bookmark
To Moscow

 
 
 
View all 25 photos...


بالاخره سن پترزبورگ رو به مقصد مسکو ترک کردیم فرودگاه سن پترزبورگ حال و هوای خاصی داشت
پرسنلی بی تفاوت و بی نظم آموزههای ایدولوزیک کار خودشون رو کردن و مردمی را پرورش داد که به این زودی ها نمیشه اون فرهنگ رو از مغزشون خارج کرد
کارمندان پشت کانتر ها بی حال و حوصله بودند هنوز فکر می کردند که باید با حقوق مساوی با بقیه کار کنند و نتیجه هر چی شد شد رضایت مسافران براشون مهم نبود
فضای داخل فرودگاه هم همین حس را به شما منتقل می کنه حس می کنی وسط سالن ترمینال جنوب ایستادی و صدای همهمه بگوش می رسه و همه چیز کثیف است و رها شده
و جالب تر از همه تابلوی تبلیغاتی بالای سرمون بود که یک روس دست در دست مجسمه آزادی گذاشته بود
برای ورود به سالن ترانزیت باید از دو در آلومینیمی وارد می شدیم که صف طولانی جلوی اونها تشکیل شده بود تهویه های سالنها هم بسیار ضعیف بودند وارد سالن ترانزیت شدیم ازدحام غیر قابل وصفی بود از طریق راهروی زیر زمینی که یک ریل برقی دوران کمونیستی اونجا بود وارد سالن کوچکی در وسط باند شدیم
خیلی عجیبه همه چی بوی نا می داد غیر قابل تحمل بود ولی هواپیما های مدرنی داشتند دیگه خبری از توپولوف نبود همه جا بوئینگ بود و ایرباس
بعد از یک ساعت پرواز با هواپیمای مدرن بوئینگ که همه چیزش هم نو و شیک بود به مسکو رسیدیم


Wednesday, 3-Nov-2010 13:01 Email | Share | | Bookmark
Hermitage Museum

حیاط داخلی هرمیتاز مقابل میدان کاخ
 
میدان کاخ
View all 172 photos...



در اخرین روز از سفر به سن پترزبورگ بازدید از موزه زیبای هرمیتاز را داشتیم توضیحات در مورد این موزه بسیار زیاد است و در سایت ویکی پدیا مطلب بسیار جالبی در مورد این موزه به زبان فارسی پیدا کردم که می تونه خیلی مفید باشه عکسهای من گویا هستند آثار هنرمندان مختلف و همچنین اثار تاریخی مصر باستان و ایران و بویزه بشقابهای ساسانی و فرشها و گلیم های ایرانی و نقاشی های قاجاری را در بین تصاویر می بینید . و در آخر هم تصاویر فرش پازیریک را آورده ام
موزه آرمیتاژ واقع در سن پترزبورگ روسیه، با ۳ میلیون اثر هنری (که البته همه به طور همزمان نمایش داده نمی‌شوند)، یکی از بزرگ‌ترین موزه‌های جهان و از قدیمی‌ترین گالری‌های هنری و موزه‌های تاریخ و فرهنگ بشری در جهان است.

مجموعه عظیم آرمیتاژ در شش بنا به نمایش گذاشته شده‌است. بنای اصلی قصر زمستانی نام دارد و در گذشته محل سکونت رسمی تزارهای روسیه بوده‌است. موزه آرمیتاژ شعبه‌هایی بین‌المللی در آمستردام، لندن و لاس وگاس نیز دارد. از جمله هنرمندانی که آثارشان نقاط قوت مجموعه هنر غرب در موزه ارمیتاژ هستند، می‌توان به میکل آنژ، لئوناردو داوینچی، روبنس، ون دایک، رامبراند، رودن، مونه، سزان، ون گوگ، گوگن و پیکاسو اشاره کرد.

البته این موزه مجموعه آثار متعددی دارد که از جمله آنها می‌توان به نشان‌ها، البسه و جواهرات سلطنتی، مجموعه متنوعی از جواهرات ساخته فابرژه (Fabergé) و بزرگترین کلکسیون موجود در جهان از طلای باستانی متعلق به اروپای شرقی و آسیای غربی اشاره کرد.

پیدایش موزه
در سال ۱۷۶۴، کاترین کبیر با خرید بیش از دویست نقاشی در اروپا، جمع آوری این مجموعه مشهور را آغاز کرد. سفرای روس در پایتخت‌های بیگانه مامور یافتن بهترین مجموعه‌های هنری ارایه شده برای فروش - مانند مجموعه‌های برول (Brühl) سیاست‌مدار ایالت زاکسن آلمان، کروزا (Crozat)، کلکسیونر فرانسوی و نگارخانه والپول (Walpole) در انگلستان – بودند. کاترین کبیر، نگارخانه خود را (my hermitage) (گوشه عزلت یا خلوتگاه خود) می‌نامید زیرا تنها افرادی انگشت شمار اجازه ورود و تماشای آثار موجود در آن را به دست می‌آوردند.

او در یکی از نامه‌های خود با تاسف چنین گفته‌است:«تنها موش‌ها و من می‌توانیم تمام این [زیبایی‌ها] را تحسین کنیم.» کاترین تئاتر خصوصی خود را که در نزدیکی گالری و در طی سالهای ۱۷۸۳ و ۱۷۸۷ ساخته شده بود نیز، آرمیتاژ می‌نامید
گسترش در سدهٔ نوزدهم
به تدریج، کلکسیون‌های سلطنتی با آثار باستانی و فرهنگی یونان و سیت که در طی حفاری‌های انجام شده در پرشچپینا (Pereshchepina)، پازیریک و دیگر مقابر باستانی که در جنوب روسیه یافته شده بود، غنی تر شد. به این ترتیب ایجاد یکی از غنی‌ترین مجموعه‌های طلای باستانی آغاز شد. این مجموعه اکنون شامل بخش قابل توجهی از گنج‌های تروا است که توسط هاینریش اشلایمن (Heinrich Schliemann) کشف و از زیر خاک خارج شد و در سال ۱۹۴۵ توسط ارتش سرخ از موزه برلین ضبط گردید.

تزار نیکولاس اول برای جای دادن مجموعه در حال توسعه عتیقه جات یونان، روم و مصر از معمار سبک نئوکلاسیک آلمانی به نام لیو فون کلنز (Leo von Klenze) خواست تا بنای موزه عمومی را طراحی کند. این بنا که در سال ۱۸۵۲ برای بازدید عموم گشوده شد، به احتمال بسیار اولین گالری در اروپای شرقی است که از ابتدا به همین قصد طراحی و ساخته شده‌است.

همچنان که تزارهای روس به توسعه مجموعه هنری خود مشغول بودند، آثار متعددی از داوینچی، یان ون ایک و رافائل در ایتالیا خریداری شدند. بزرگترین مجموعه آثار رامبراند در جهان نیز متعلق به موزه ارمیتاژ است.

فراز و نشیب‌های قرن بیستم
در طی انقلاب روسیه در سال ۱۹۱۷، موزه سلطنتی آرمیتاژ جزو اموال خصوصی اعلام شد. پس از ملی شدن مجموعه‌های هنری عمومی ملی، دامنه آثار موجود در موزه وسعت بیشتری یافت. به خصوص ورود هنر مدرن از کلکسیون‌هایی چون مجموعه هنری سرگئی شکوکین (Sergei Shchukin) و ایوان موروزوف (Ivan Morozov) بسیار جالب توجه بود. از جمله آثار اضافه شده به موزه می‌توان از اکثر آثار سال‌های اخیر گوگن، ۴۰ اثر سبک کوبیسم پیکاسو و آثاری مشهور از بزرگان هنر مدرن مانند تابلو «رقص» La danse اثر ماتیس و «کافه شبانه» (Night Café) اثر ون گوگ اشاره کرد.

حکومت شوروی توجه چندانی به نگهداری از هنر «منحط طبقه بورژواً نداشت. به دستور استالین تعدادی از با ارزش‌ترین آثار موجود در موزه آرمیتاژ در خارج از کشور به فروش رسید. از جمله این آثار می‌توان شاهکارهای بی رقیبی چون «آلبا مدوناً (Alba Madonna) اثر رافائل، »ونوس در مقابل آینه«(Venus with a Mirro) اثر تیشین (Titian) و «بشارت" (Annunciation) اثر ون ایک را نام برد.

بسیاری از این آثار که توسط اندرو ملون (Andrew Mellon) تهیه شد، اکنون هسته مرکزی گالری هنر ملی (National Gallery of Art) در واشنگتن را تشکیل داده‌است. از دیگر موارد از دست رفته موزه که البته موارد مشابه آنها یافت می‌شود می‌توان به هزاران اثر هنری که از موزه ارمیتاژ خارج شده و به موزه پوشکین در مسکو و موزه‌های دیگری در سراسر اتحاد شوروی فرستاده شد اشاره کرد. تعدادی از کلکسیون‌های موزه نیز در طی محاصره لنینگراد در جنگ جهانی دوم، هنگامی که ساختمان موزه به عنوان پناهگاه در مقابل حمله هوایی استفاده شد، قربانی بمباران شد.

این دوره غم انگیز در تاریخ موزه آرمیتاژ در سال ۱۹۴۵ به پایان رسید. در این زمان دولت کوشش می‌کرد با انتقال دادن تعدادی از آثار هنری به موزه که در طی جنگ جهانی دوم توسط ارتش سرخ از آلمان تصرف شده بود، خسارات وارده را جبران کند. گرانقیمت‌ترین بخش این غنیمت جنگی نقاشیهای هنرمندان امپرسیونیست بود که از مجموعه‌های خصوصی طبقه ممتاز آلمان به دست آمده بود.

این نقاشی‌ها تا سال ۱۹۹۵ که موزه آنها را در معرض دید عموم قرار داد، گمشده تلقی می‌شدند. به گفته دولت روسیه این آثار تنها می‌توانند بخش کوچکی از خسارات جبران ناپذیری که تهاجم آلمان به میراث فرهنگی روسیه وارد کرده اند- از جمله تخریب کامل کاخها و باغ‌های پترهوف (Peterhof) و تزارسکو سلو (Tsarskoe Selo) را جبران کند. از طرفی دولت روسیه قانونی را تصویب کرد که به موجب آن بازگرداندن این آثار به صاحبان قبلی آن ممنوع اعلام شده‌است زیرا این افراد به خاطر تامین هزینه رژیم نازی گناهکار شناخته شده‌اند
در سال‌های اخیر، آرمیتاژ بیش از پیش توسعه یافته و عمارت ستاد فرماندهی را نیز در بر گرفه‌است و به انجام پروژه‌های بزرگی در خارج از کشور نیز پرداخته‌است که موزه آرمیتاژ گوگنهایم (Guggenheim Hermitage Museum) در لاس وگاس، اتاق‌های آرمیتاژ در عمارت سامرست (Somerset House) در لندن و آرمیتاژ آمستردام در هلند از آن جمله‌اند.

مقامات موزه در ماه ژوئیه سال ۲۰۰۶ اعلام کردند که ۲۲۱ فقره آثار کوچک مانند جواهرات، شمایل‌های ارتودوکس، ظروف نقره و اشیائی با میناکاری فراوان از موزه به سرقت رفته‌است. ارزش این اشیاء که تا کنون یافته نشده‌اند، ۵۴۳ هزار دلار برآورد شده‌است.




چند نکته جالب در مورد این موزه باید عرض کنم
در بخش ایتالیا با عبور از راهرو ها و سالن های متعدد با تغییر فرهنگ از دوران قرون وسطی و فرهنگ خاص کلیسا به رنسانس و تغییرات بارز در شکل نقاشی ها رو به رو خواهید شد و همین روند را در مورد سایر کشورهای اروپایی مشاهده خواهید کرد
همچنین مجسمه اصلی خدای زوپیتر خدای رومی های باستان که در سالن روم باستان می بینیم
همچنین بخش مصر موزه هرمیتاز بسیار زیبا بود البته در مقابل اثار بقیه موزه های جهان چندان گسترده نبود و این را هم اضافه کنم که دو عدد مجسمه ابوالهول اصلی در کنار رودخانه نوا از اواسط دهه سی قرن نوزدهم حضور دارند
در مورد بخش ایران هم بگم که در طبقه سوم و در گوشه ای پرت و در امتداد راه پله ای به ظاهر متروک آثار ایرانی در کنار آثار کشورهای عربی و عثمانی نگهداری می شوند که شامل تعداد زیادی بشفابهای دوره ساسانی کاشی های مساجد و فرشهای قدیمی و نقاشی های و تابلو های قاجاری است و زیبا ترین انها تصویر عباس میرزا بود که من تصویر آن را برجسته کرده ام


[<<  <  1  2  3  4  5  6  7  [8]  9  10  11  12  13  14  15  >  >>]    [Archive]

© Pidgin Technologies Ltd. 2016

ns4008464.ip-198-27-69.net