BackPack

By: FZ AZ

[Recommend this Fotopage] | [Share this Fotopage]
[<<  <  9  10  11  12  13  14  15  [16]  17  18  19  20  21  22  23  >  >>]    [Archive]
Thursday, 18-Feb-2010 11:15 Email | Share | | Bookmark
Chandni Chowk (Traditional market)/ Delhi

 
 
 
View all 56 photos...
This is one of the oldest and busiest markets in central north Delhi. This is perhaps the best place to experience the cultural synthesis which is the tagmark of a place like Delhi. Chandni Chowk's USP is its variety of markets and their typical Indian flavor. From authentic Indian food to sarees with chikan, zaree work, leather goods to books, wonder never ceases in this shopper's dream place. It is a good place for electronic and consumer goods too. Don't miss the lip-smacking jalebis, fried in pure ghee.



Wednesday, 17-Feb-2010 09:57 Email | Share | | Bookmark
Red fort & jame Masjid/ Delhi

 
 
 
View all 88 photos...


حسابي سرما خوردم و همين باعث شده كمي بي حوصله بشم. اما سفر به هندوستان من رو حسابي شارژ كرده البته نه از اين جهت كه خيلي از اونجا خوشم اومده باشه بلكه از اين بابت كه اين سفر تجربيات بسيار ارزشمندي برام در پي داشته با يك ششم جمعيت دنيا از نزديك آشنا شدم انواع و اقسام غذاهاشون رو امتحان كردم و با تنوع قومي اونجا از نزديك آشنا شدم از طرفي من و دوستم به تنهايي از پس سفر به كشوري بر اوديم كه همه ما رو از سفر كردن بدون تور منع مي كردن و پيدا كردن هتل مناسب رو غير ممكن مي دانستن اما بي خيال همه اين سختي ها شديم و عزم سفر كرديم
از طرفي چندين ماه پيش از سفر بدون وقفه به سايتهاي اينترنتي مراجعه كرده بوديم و تجربه بسيار خوبي بود كه از اينترنت چگونه ميشه بيشترين استفاده رو برد و من حتي در سفرم به جيپور مي دونستم كه قلعه ها در كدام موقعيت جغرافيايي قرار دارن چون تمام اونها رو از طريق گوگل ارث پيدا كرده بودم
به هر حال تنها خاطره بد سفر همين سرما خوردگي است كه برام مونده كه اونهم بدليل شرايط بدي بود كه در آخرين روز برامون پيش اومد . روز آخر يك پرواز داخلي داشتيم از گوا به دهلي كه حدود سه ساعت بود و تنها اشتباه ما اين بود ساعت پرواز برگشت ر و نا مناسب انتخاب كرديم به عبارتي ساعت برگشت از گوا 2 بعد از ظهر بود كه بهتر بود ساعت 6 عصر مي گرفتيم و اين رو وقتي متوجه شديم كه گرفتار فرودگاه دهلي شديم و هنوز برام قابل تصور نيست كه مسئولان يك كشور كه توريسم رو هدف قرار داده اند اينقدر نسبت به نارضايتي توريستها بي اعتنا باشند و نكته جالب اينه كه سالن پرواز هاي داخلي بسيار تميز تر و بهتر از فرودگاه پروازهاي بين المللي است در موقع ورود به سالن خروجي پروازهاي داخلي متوجه شديم مي تونيم با نشان دادن كارت پرواز و بدون خروج از فرودگاه به سالن پرواز هاي خارجي بريم تا اينجا خيالمون راحت بود كه سفر خوب پيش رفته وارد يك اتوبوس معمولي شديم و در داخل فرودگاه نيم ساعتي حركت كرد و به بخش پرواز هاي خارجي رفتيم دم در يك افسر ارتشي ايستاده بود و ساعت پرواز ما رو چك كرد و گفت نمي تونيد وارد سالن بشين اون موقع ساعت 6 عصر بود و پرواز برگشت ما ساعت 3 نيمه شب بود. و يك سالني رو در جهت مقابل سالن اصلي نشونمون داد و گفت مي تونيد تا سه ساعت قبل از پروازتون اونجا استراحت كنيد اولش خوشحال شديم ولي بعدش كه وارد سالن مربوطه شديم بايد قيافه هامون رو مي ديديد يك سالن كوچيك كه جا براي نشستن نبود و چند تا كافي شاپ ساده داشت و من رو ياد ترمينال جنوب مي انداخت البته ترمينال جنوب خيلي از اونجا بهتر است تا اومديم وارد بشيم يك آقاي كه پشت ميز نشسته بود ازمون خواست پاسپورت و بليط هامون رو نشون بديم بعد ازمون خواست بابت هر سه ساعتي كه اينجا مي مونيم بايد نفري سي روپيه بپردازيم حسابي داغ كرده بودم و ديگه تحمل نكردم شروع به صحبت كردم كه اين ديگه چه مسخره بازي است؟ اينجا مگر فرودگاه بين المللي نيست؟ اين چه رفتاري است شما مثلا مي خواين توريست جذب كنيد با اين كارها؟ اين مايه شرمساري هندوستان است و به اين مي گن شرم ملي براي مردمي كه اين همه ادعاي فرهنگ دارند من ديگه به هندوستان سفر نخواهم كرد سي رويپه چيزي نيست اما پول زور است. خلاصه تازه متوجه شدم طرف مقابل زياد انگليسي بلد نيست و گفت بايد با رئيسش صحبت كنم من هم اصلا حال و حوصله بحث نداشتم . خلاصه وارد اون سالن شديم و 6 ساعت سخت رو پشت سر گذاشتيم اما از خودم شرمنده بود كه خيلي ها در شرايط بسيار ... ......... بگذريم نمي خواهم از موضوع خارج بشم.
اين بود كه توي اون سالن َشلوغ كه همه سرفه مي كردن و از همه جاي دنيا اونجا بودن يك آنفولانزايي گرفتم كه نمي دونم مال كدوم كشور دنياست .
ببخشيد زياد توضيح دادم من تازگي ها ترجيح مي دم مفيد و مختصر صحبت كنم اما اين يكي تو دلم مونده بود. در مورد دهلي بايد بگم كه سه مجموعه مهم داره كه ثبت جهاني يونسكو شده است يكي از اين مجموعه ها همين قلعه سرخ است كه به همراه بازار سرپوشيده ورودي اش از آثار شاه جهان است حدود سالهاي 1648 و اين قلعه كپي براداري از قلعه سرخ شهر آگرا است كه پيش از دهلي پايتخت حاكم مغول هندوستان بوده است و و قلعه سرخ دهلي هم مثل آگرا در نزديكي رودخانه يامونا ساخته شده است رودخانه يامونا از شمال به جنوب جريان دارد و يكي از مراكز ابتدايي شهر نشيني در هندوستان بوده است.
دو اثر ديگه ثبت شده دهلي برج قطاب منار و مجموعه پيراموني است و اثر سوم مقبره همايون و مجموعه اطرافش
اين آثار مربوط به دوره اسلامي هستند و برج قطاب كه بعدا عكسهاش رو خواهيد ديد مربوط به قرن سيزدهم ميلادي است و از آثار حكومت غزنويان بر هند است اما دو اثر ديگر متعلق به دوران مغولها است البته اين مغولها با مغولهايي كه در قرن سيزدهم ايران را اشغال كردند متفاوت هستند اينها بازماندگان تيمور و تركان آسياي ميانه هستند كه ابتدا كابل را پايتخت خود قرار دادند و سپس هند را فتح كردند و تفاوت زماني هم نشان دهنده تفاوتها است اينها در قرون شانزدهم و هفدهم بر هندوستان حاكم شدند و زبان رسمي آنها پارسي بوده است و تحت تاثير كامل فرهنگ ايران با منشا سمرقند و بخارا بوده اند .
مسجد جامع دهلي هم مربوط به همان دوران است كه بر فراز پته اي قرار دارد و معماري مشابه اي دارد و در سايتهاي اينترنتي مسجد جامع دهلي جايي معرفي شذه است كه نادر شاه افشار بر فراز مناره آن رفت و شاهد قتل عام مردم شهر دلهي توسط سربازان ايراني بود.اين مسجد فاصله چنداني تا قلعه سرخ ندارد و براي رفتن به مسجد جامع به پيشنهاد دوست هنديمان سوار ريشكا شديم كه همان دوچرخه اي است كه مي بينيد رو به روي قلعه سرخ و در طرفمقابل خياابان اصلي معبد هندو ها را مي بينيد و در امتداد همان خيابان معبد سيك ها قرار دارد كه در ادامه تصاوير خواهيد ديد.
فكر كنم تصاوير به حد كافي گويا باشند و به همين دليل جزئيات را شرح نمي دم . بعضي از دوستان عكاسم تا در موقعيت مناسب نباشند عكس نمي گيرند و كلمه ضد نور ورد زبانشان است اما من هدفم پرداختن به هنر عكاسي نيست صرفا قصدم نشان دادن و به تصوير كشيدن وقايع است و به همين دليل ممكنه كيفيت عكسها مطلوب نباشند اما مطلب را مي رسانند




Tuesday, 16-Feb-2010 08:47 Email | Share | | Bookmark
Leaving Tehran, First day in New Delhi

 
 
 
View all 91 photos...

هندوستان سرزمين زيبايي ها. سرزمين فيلمهاي هندي.و پل ارتباطي نسل من با هندوستان فيلمهايي است كه مايه دلخوشي و سرگرمي ما بود. نوارهاي بتاماكسي كه به همراه ويدئو تي سون لاي پتو مي پيچيديم و در روزهاي خاكستري زندگيمان به خونه فاميلها مي رفتيم و همه دور هم جمع مي شديم و به تماشاي فيلمهايي مثل شعله و فداي برادر و دروغگوي بزرگ. سنگام و يا بيا در آغوشم. و ديسكو دنسر
چه روزهايي بود در عالم نوجواني عاشق شخصيتهاي داستان مي شديم و روزها با اونها زندگي مي كرديم
اعتراف مي كنم كه خيلي از خانم شيتل تو فيلم دروغگوي بزرگ خوشم مي اومد و يه بار هم تلويزيون ايران با كلي سانسور فيلمي از آميتاباچن پخش كرد و به همين دليل ما آميتاباچن رو به نام وجي مي شناسيم
اما فيلم شعله يكي از زيباترين فيلمهاي سينماي هندوستان است كه همون روزها شايدبيش از بيست بار تماشاش كردم البته اولين بار فكر كنم در سينما كاپري ميدون بيست و چهار اسفند اون رو ديدم و بعد از انقلاب اون فيلم بصورت نوار ويدئو دست همه بود
با اين مقدمه مي ريم به سرزمين هندوستان
دوستاني كه پيش از من به هند سفر كرده بودم سخنان مثبت و منفي ريادي براي گفتن داشتن اما چون دوران كودكيم را با روياهاي فيلمهاي هندي پر كرده بودم دلم نمي خواست به اون صحبتها گوش بدم و تصويري كه از هندوستان در ذهنم بود باعث شد كه براي رفتن به هندوستان دقيقه شماري كنم
مدتها قبل از سفر به مطالعه دقيق پرداختم در تمامي سايتهاي خاص توريستهاي بين المللي به جستجو پرداختم و متاسفانه همان صحبتهاي مايوس كننده را بارها و بارها خواندم. و وجود افراد متقلب و خطرناك و....
اما تا به هندوستان سفر نكنيم آنها را باور نمي كنيم
اما براي من مهم نبود مي خواستم برگشتي داشته باشم به همان دوران كودكيم و عشقهاي هندي و رقصهاي ريبا.
بهترين وبسايت تريب ادويزر بود كه به معرفي هتلهاي مختلف پرداخته بود و از طريق اين وبسايت و در هماهنگي با گوگل ارث هتلها را انتخاب كرديم و سايت ويكي تراول هم تكميل كننده بود و مثلا براي شهر جيپور توانستيم از طريق همين وبسايت با تور اداره گردشگري شهر جيپور آشنا بشيم كه بطور كامل تمام آثار ديدني را به ما نشان دادند آنهم با هزينه اي مناسب
كتاب لونلي پلانت آنطوري كه توقع داشتم مفيد نبود و اينترنت كاربردي تر بود.
به هر حال اولين مقصد ما شهر دهلي بود . پرواز هواپيمايي ماهان شبها انجام مي شود و بعد از سه ساعت پرواز در ساعت يك شب به وقت محلي وارد فرودگاه دهلي شديم طبق هماهنگي قبلي با هتل يك نفر را بدنبال ما فرستاده بودند. و خيالمون راحت بود كه در فرودگاه سرگردان نمي شيم.
هواپيما به سلامتي وارد فرودگاه دهلي نو شد و ما وارد راهرو اتصالي به سالن فرودگاه شديم . همه جا كارمندان فرودگاه رو مي شد ديد كه با سرو وضعي نامرتب ايستاده بودند و همگي مرد بودند. وارد بخش بعدي شديم اينبار سربازان هندي رو مي ديدم كه با لباسها و اسلحه هايي كه آدم رو به ياد يونيفورم هاي ارتش انگليس در جنگ جهاني دوم مي انداخت و اسلحه هايي شبيه برنو داشتند و در ضمن مسلسل هم در دستانشان بود و انگار وارد فرودگاه يك كشور جنگ زده شده ايد . به بخش كنترل گذرنامه رسيديم ماموران اخمو و كم حوصله پشت ميز نشسته بودند و شما را از سفر به هند پشيمان مي كردن. خلاصه هر طوري كه بود مرحله به مرحله گذشتيم تا اينكه بالاخره نماينده هتل رو پيدا كرديم و از فرودگاه خارج شديم و به حدي محيط من رو منقلب كرده بود كه فراموش كردم دوربينم رو بيرون بيارم از در خروجي كه خارج شديم با منظره تكان دهنده اي رو به رو شدم جمعيت زيادي بيرون فرودگاه ايستاده بودند و خودشان را با پتو پوشاندذه بودند و گوشه وکنارادمهایی را مي ديديم كه كنار ديوار خوابيده بودن وارد يك راهرو شديم كه اونجا زنان گدا براي خودشان بساط پهن كرده بودند و دقيقا در همانجا كنار ديوار يك اقايي را ديدم كه پشت به مردم داشت ادرار مي كرد اصلا باور كردني نبود چمدانم را روي زمين مي كشيدم كه وارد محوطه پاركينگ شديم و آسفالت داغون اونجا ديگه نمي گذاشت كه بشه چمدان رو روي زمين كشيد و از هر طرف ماشين بود كه اين ور و انور مي رفت و صداي بوق اولين چيزي بود كه توي گوشم مي پيچيد اونم بوق زدن بدون دليل خلاصه بالاخره به ماشين رسيديم يك ماشين هندي بود بنام تاتا كه تا حدودي شبيه پرايد بود ولي قراضه تر از پرايد و در طول مسير همه جا خيابونهاي درب داغون مي ديدم و در لحظه اول تمام آنچه كه از هند در ذهنم شكل گرفته بود از بين رفت و با حقيقتي ديگر آشنا شدم و قرار بود مدت ده روز در اين كشور نيمه مخروبه سر كنم خلاصه بعد از يك ساعت به خيابان هتل رسيديم خياباني باريك كه همه جا خاك ريخته بود و زباله بصورت باور نكردني به چشم مي خورد. خلاصه وارد هتل شديم و با عكسهايي كه در اينترنت از آنجا ديده بوديم 180 درجه متفاوت بود ولي چاره اي نداشتيم ساعت سه نصفه شب دبگه چيكار بايد مي كرديم؟ وارد اتاق شديم يك اتاق كوچك و تختهايي قديمي شايد طرح چهل سال پيش.
خلاصه چند ساعتي خوابيديم تا اينكه ساعت هشت صبح دوست هندي ما اومد دنبالمون عكسهايي كه مي بينيد مربوط به همان روز هستند اين دوچرخه هايي كه نقش تاكسي را دارند اسموشون ريشكا است و اونهايي كه موتور سه چرخه هستنند اسمشون اتوريشكا است
اولين ديدار ما از آرامگاه گاندي بود كه در پاركي تميز واقع شده است و بعد از ديدار از اونجا وارد بخش تاريخي دهلي شديم كه قلعه سرخ و مسجد جامع و بازار سنتي دهلي اونجا قرار دارند و در بخشهاي بعدي اونها را خواهيد ديد. براي امروز در همين حد فكر كنم كافي باشه چون حالم هم زياد مساعد نيست فكر كنم از اونجا سرماخوردگي رو سوغات آورده باشم



Sunday, 10-Jan-2010 14:37 Email | Share | | Bookmark
Next Destination

 


Saturday, 12-Dec-2009 13:25 Email | Share | | Bookmark
THE END OF AUTUMN/ AROUND TEHRAN

 
 
 
View all 40 photos...


[<<  <  9  10  11  12  13  14  15  [16]  17  18  19  20  21  22  23  >  >>]    [Archive]

© Pidgin Technologies Ltd. 2016

ns4008464.ip-198-27-69.net