|
|
| Thursday, 24-Apr-2008 07:21 |
Email | Share | | Bookmark |
|
Larak Island/ Persian Gulf
|
|
توضیحات در مورد جزیره لارک رو بعدا می نویسم..این روز ها حسابی سرم شلوغه....فرصت سر خاراندن هم ندارم...و من و دوستانم حسابی سر گرم توریستهای خارجی هستیم و آزانس های کشور همکاری بسیار تنگاتنگی با ما برقرار کرده اند و کیفیت را ترجیح داده اند چون نگاه ما اقتصادی نیست بلکه ملی و میهن دوستانه است و در همین مدت با عملکرد خود شاهد بودیم که چگونه آنها با نگاهی متحیرانه به ایران می نگرند و سخن همگی این است که بعضی دستها نمی گذارند که کشور شما آنطور که شایسته است به جهان معرفی شود اما ما فرزندان ایران زمین سعی می کنیم هوشیارانه عمل کنیم و نقشی هر چند کوچک در اعتلای نام ایران داشته باشیم...
امروز روز ملی خلیج فارس بود و گروههای زیادی از هممیهنان علی رغم برخورد های پلیس در مقابل سفارت شیخ نشین ها موجودیت خودشان را به همگان نشان دادند... و بسیاری از شرکتهای پیرامون سفارت شیخ نشین ها به مردم نوشیدنی و...دادند.
اما ما بعنوان یک تشکل مهم گردشگری کشور همزمان با حضور هموطنهایمان در مقابل سفارت شیخ نشین ها در طی یک سمینار راههای جایگزینی برای یک میلیون گردشگر ایرانی به دوبی را بررسی کردیم و در درجه اول جمهوری آذربایجان را همانطور که قبلا گفته بودم جایگزین دوبی خواهیم کرد و رابطه فرهنگی خود را با نیمه خود و برادران آذربایجانی خود تحکیم خواهیم کرد و عملا آن پولی که باید به جیب عربها برود راترجیح می دهیم به جیب هم خون و برادران واقعی ما برود. با توجه به موقعیت دوبی با حذف شدن این حجم توریست ایرانی از دوبی پاسخ محکمی به شیخ نشین ها خواهیم داد. البته در درجه اول تشویق هم میهنان به سفرهای داخلی در الویت است...
هرگز از یادم نمی رود که در آخرین سفرم به دوبی در ترمینال 2 فرودگاه دوبی یک مردک عرب گردن من را گرفت و به سمت دستگاه اسکن چشم برد و بعد از اسکن قرنیه ام با حالت توهین آمیزی من را کنار کشید و همین برخورد هم در قسمت بعدی در موقع بازدید گمرکی صورت گرفت و تصمیم گرفتم هرگز به کشور شیخ نشین ها سفر نکنم و ....
|
|
|
|
|
|
| Sunday, 13-Apr-2008 13:02 |
Email | Share | | Bookmark |
|
The Iranian Islands of The Persian Gulf/ part 4
|
|
بعضي اوقات عكسها خودشون كاملا گويا هستند اما بدون توضيحات ممكنه براي دوستاني كه تازه وارد هستند گنگ و نامفهوم به نظر بيان...قبلا بطور مفصل راجع به اين مكانها و در سفر قبلي توضيح داده ام و جهت اطلاع بايد عرض كنم كه تصاويري كه مي بينيد متعلق به تنگه اي بنام چاهكوه است در 100 كيلومتري شهر قشم و مناظر بي نظيري كه توسط اب و باد ايجاد شده اند و خلل و فرج بسيار شگفت انگيز و دلانهايي ترسناك و ديدني... و عكسهايي هم از بازار ماهي فروشان قشم رو مي بينيد و برخوردهاي پر از محبت اونها با ما و در بلين عكسها اون پسر بچه اي كه سوار بر فوم است رو وقتي گرفتم كه به همراه دوستانم قصد داشتيم به جزيره لارك بريم و منتظر قايقي بوديم كه دهداري برامون فرستاده بود و چند تا پسر بچه بودند كه با دقت و حوصله زياد اين فوم محافظ يخچال رو بصورت يك قايق درآوردند و يكي يكي به نوبت سوارش مي شدند. و اين سگه هم اون كنار قايق و زير سايه خوابيده بود و بچه ها اذيتش مي كردند و با توضيحات من بچه ها دست از سرش برداشتن و نمي دونم كدوم آدم بي مغزي به اين بچه ها فهمونده بود كه اين موجود پليده و تا بيام حاليشون كنم كه خداوند هيچ موجود پليدي خلق نمي كنه سگ بيچاره كلي كتك خورده بود
بعدش هم بالاخره با تاخير زياد قايق اومد و ما راهي جزيره لارك شديم و در فرصت بعدي عكسهاي لارك رو تنظيم خواهم كرد البته تا يادم نرفته بگم كه عكسهاي اون خونه روستايي كه ما در جزيره هنگام در اونجا اقامت داشتيم رو هم براتون اينجا آورده ام و سبك ساده خونه و دكور بسيار جالبش ديدني بود و نشانه روحيه شاد اهالي بود
|
|
|
|
|
|
| Wednesday, 9-Apr-2008 17:13 |
Email | Share | | Bookmark |
|
The Iranian Islands of The Persian Gulf/ part 3
|
|
|
|
|
|
|
|
| Monday, 7-Apr-2008 05:50 |
Email | Share | | Bookmark |
|
The Iranian Islands of The Persian Gulf/ part 2
|
|
|
|
|
|
|
|
| Saturday, 5-Apr-2008 17:10 |
Email | Share | | Bookmark |
|
The Iranian Islands of The Persian Gulf/ part 1
|
|
|
|
|
|
|
|
| Wednesday, 2-Apr-2008 15:41 |
Email | Share | | Bookmark |
|
Norouz in Azarbaijan
|
|
سلام بر دوستان خوبم
متوجه شديد كه چرا در اين مدت نتونستم هيچ عكسي رو بر روي فتوبلاگم قرار بدم. و راستش همين الان هم حسابي خسته هستم و فعلا تمركز كافي براي مرتب كردن عكسها رو ندارم. جالبه كه به اين نكته اشاره كنم كه من تعداد زيادي عكس با زاويه هاي مختلف مي گيرم و فقط تعدادي از اونها رو كه مناسب تشخيص بدم بر روي اين صفحه اينترنتي قرارمي دم....
من دلبستگي خاصي به آذربايجان دارم و برايم تبريز و اروميه و باكو فرقي نمي كنه. و شهر باكو رو دوست دارم و خودم رو در آنجا غريبه حس نكردم و مردم باكو نيز همين برخورد را با من داشتند .و از اينكه باكو در حال پيشرفت بود عميقا شاد بودم و ديدن پروژه هاي متعدد عمراني در باكو مايه خوشحاليم بود. و از طرفي ريشه هاي عميق فرهنگي بين دو كشور فراتر از اين است كه بشود آنجا را يك كشور خارجي ناميد اما به هر حال مرز هاي سياسي تنها عامل فاصله بين دو كشور است. و اميدوارم كه توسعه صنعت گردشگري بتواند رابطه كمرنگ شده ما رو مجددا به اصل خود برگرداند و عملا مرز بين دو كشور حذف شود. شناسايي مقصد گردشگري جمهوري آذربايجان براي ايرانيان منافع متقابل زيادي براي دو كشور دارد ما ساليانه بيش از يك مليون نفر گردشگر داريم كه به دوبي سفر مي كنند و دلارهاي ما به جيب عربها مي رود و آنها نيز در طول تاريخ ثابت كرده اند كه با ما دوست نيستند اما آذربايجان جگر گوشه ما است و هدايت گردشگر ايراني به باكو بجاي دوبي يعني در آوردن پول از يك جيب و گذاشتن آن در جيب ديگر خود ما. و رابطه فرهنگي ما با جمهوري آذربايجان بيش از هر كشور ديگري در دنيا است و با سفر به آذربايجان مي توانيد به عمق مظلوميت آنها در طول سالهاي گذشته پي ببريد و آنها را بهتر درك كنيد و اين درك مي تواند تاثيرات عميقي در رابطه مردم دو كشور داشته باشد زماني كه به خيابان شهيد ها بر فراز شهر باكو مي رويد و مزار شهداي آذربايجاني را در طول مقاومت در مقابل اشغالگران روسي مي بينيد بهتر مي تونيد دركشان كنيد و ديدن تعداد زيادي سنگ قبر با تاريخ بيست ژانويه 1990 همگي در يك روز كشته شده اند و يك سنك قبر بيش از همه خودنمايي مي كند يك زوج جوان آذري كه هر دو در يك لحظه توسط روسها با گلوله تانك در خون غلطيده اند. و يا در رديف پايين تر هزاران جوان آذربايجاني كه توسط نيروهاي ارمني به شهادت رسيده اند...و مجبور مي شويد به تاريخ معاصر آذربايجان رجوع كنيد .و متوجه مي شويد در همان سالهاي آغازين رهايي از يوغ ستم روسها با يورش ها ارمني رو به رو شده اند و يك پنجم خاك آنجا تحت اشغال قرار گرفته است و يك ميليون از جمعيت هشت ميليوني جمهوري آذربايجان همچنان در اردوگاههاي پناهندگان زندگي مي كنند و فشارهاي سنگيني بر اين كشور وارد شده است. اما روحيه سخت كوش آذربايجاني همچنان خواهان پيشرفت است و و و آينده روشني را براي اين برادران جدا افتاده از مادر وطن آرزو مي كنم. و سعي خواهم كرد با معرفي جاذبه هاي گردشگري اين كشور مقصدي مناسب تر از دوبي را به هم وطنهاي ديگرم معرفي كنم و اگر ادعا داريم كه عهد نامه هاي گلستان و تركمنچاي را لكه ننگني براي ايران مي دانيم اكنون كه امكانش هست برادري خود را به نيمه جدا شده خود ثابت كنيم . مطمئنا آنها هستند كه براي ما باقي مي مانند نه عربهايي كه چشم طمع به خاك ما دوخته اند و سرانشان قطعنامه هاي كذايي عليه كشور ما صادر مي كنند. و همين اماراتي كه بشدت به اقتصاد و گردشگر هاي ما وابسته است روزي نيست كه ادعاهاي كذايي خود را تكرار نكند پس مي تواينم در جمهوري آذربايجان خود را در محيط صميمي تري نسبت به دوبي بيابيم
|
|
|
|
|
|
| Tuesday, 18-Mar-2008 05:42 |
Email | Share | | Bookmark |
|
Happy New Year/ Happy Norooz
|
|
فرا رسيدن نوروز رو به همه دوستانم تبريك عرض مي كنم و اميدوارم كه سال جديد براي ايرانيان همراه با موفقيت و شادكامي باشد. كلماتي تكراري اما موثر تا وقتي كه مي تونيم دنيا رو مثبت ببينيم پس زنده هستيم.
دوستان خوبم تصاوير بسيار بي نظيري از جنوب براتون تهيه كرده بودم اما مجبوريد كه صبر كنيد تا من از سفر برگردم. و قول مي دم در اولين فرصت عكسهاي جزاير زيباي خليج هميشه فارس رو براتون بر روي وبلاگ قرار بدم
و متاسفانه فرصت ندارم كه عكسهاي نوروز امسال رو در سطح شهر تهران تهيه كنم. اما عازم كشوري هستم كه گوشه جداافتاده از ايران است و تصاوير نوروز رو بعد از تعطيلات با هويت ايراني در ساير سرزمين هاي ايراني تقديمتون خواهم كرد.
برام دعا كنيد چون قرار نيست يراي تفريح سفر كنم بلكه مسئوليت صد ها هموطن رو در خارج از كشور بر عهده دارم .و از حالا ده ها مقاله و كتاب رو تهيه كرده ام تا بتونم به نحوه شايسته اي وقت اونها رو پر كنم چون عقيده دارم سفر فرصت مناسبي است در جهت شناخت بيشتر زندگي و تعامل با سايرين و به همدلي رسيدن و همچنين آشنايي با هويت و ريشه هاي خود و خوشحالم كه به كشور غريبه اي سفر نمي كنم بلكه احساس مي كنم كه همچنان در ايران خواهم بود.
|
|
|
|
|
|
| Wednesday, 12-Mar-2008 13:56 |
Email | Share | | Bookmark |
|
Bandar Abbas/Hormozgan Province
|
|
Bandar Abbas or Bandar-e ‘Abbās (in Persian: بندر عباس; formerly known as Gombroon) is a port city and capital of Hormozgān Province on the southern coast of Iran (Persia), on the Persian Gulf. The city occupies a strategic position on the narrow Straits of Hormuz, and it is the location of the main base of the Iranian Navy. It had an estimated population of 352,173 in 2005
|
|
|
|
|
|
| Monday, 10-Mar-2008 12:44 |
Email | Share | | Bookmark |
|
Destination IRAN / Persian Gulf
|
|
نگاه پر از اضطراب مادر دخترك را مضطرب مي كرد.دخترك نمي دانست مادر چرا اينقدر نگرانه و وقتي كه به همراه مادر بابا را بدرقه مي كرد همراه مادر تا موقع برگشتن بابا مدام دعا مي خواند و نمي دانست دعا اصلا چي هست؟ چرا مادر از خدا مي خواهد كه پدر بچه هايش سالم برگرداند؟؟؟
آخه بابا هم نگران كوچولو هاشه آنها هم غذا مي خوان زندگي مي خوان و بايد كار كنه. ماهي گيري به تنهايي نمي تونه زندگي اونها رو تامين كنه و بابا مجبوره بزنه به دريا و به استقبال مرگ بره تا بتونه بچه هاشو سير كنه . و راهي جز رفتن به آنسوي آبها نداره و بايد جنس بياره و با موجها نبرد كنه و شانس زنده موندنش خيلي كمه و خطر گير افتادن واز دست دادن تمام سرمايه اش زياده .و يا قايقش بشكنه و تمام شب رو با ترس روي يك تخته پاره سر كنه و چشم به راه قايق هاي ديگه باشه تا نجاتش بدن و كوچولو ها هم تو خونه فقيرانه اشون منتظر بابا هستن و درد بابا صد چندانه و هم نگران كوسه ها است و هم نگران اينكه شايد ديگه هيچوقت نتونه عزيزانش رو ببينه!
بله اين داستان تكراري قاچاق است و زندگي سخت هموطناني كه به اجبار دست به چنين كارهاي خطرناكي مي زنن. اما بايد روي ديگه سكه رو هم ببينيد:
يك كارخانه دار با هزار و يك اميد سرمايه اش رو صرف ساخت يك كارخانه مي كنه مثل پارچه بافي و يا توليد كفش و تعداد زيادي كارگر هم مشغول كارن و جنس توليد مي كنن. اما وقتي جنس اونها به بازار ميرسه كسي اونها را نمي خره. و جنس ها رو دست كارخانه دارهاي ما باقي مي مونه و تا كي مي تونن مقاومت كنن؟ و مجبوره كارگر ها رو اخراج كنه و هزاران باباي ديگه شرمنده هزاران كوچولوي ديگه مي شن
چه بايد كرد؟
ما شعار نداديم و رفتيم به ميان همون باباهاي مهربون جنوبي و حالا خيلي هاشون ما رو مي شناسن.
وقتي اولين بروشور تبليغاتي يك آزانس گمنام محلي رو ديدم جرقه هايي به ذهنم زد كه آيا مي شه يك كار بزرگ انجام داد؟ بايد دست اين آدمها رو گرفت و كمكشو.ن كرد و اين شد كه كنفرانس پشت كنفرانس جلسه پشت جلسه سمينار. عكس .فيلم خلاصه دوستان ديگه ام هم همراهم شدن من و آرش و حسين همه و همه شديم يك صدا كه بايد مقصد گردشگري كشور رو به سمت داخل هدايت كنيم و از اون مهمتر بايد مقصد گردشگري اون همه توريستي كه به دوبي سفر مي كنن رو به سمت ايران اين سرزمين كهنسال اهورايي هدايت كرد. و بقول معروف زندگي اين نيست كه تاس خوب بياري مهم اينه كه با تاس بد خوب بازي كني. مهم اين نيست كه دوبي بعنوان يك غول از كنار خود ما شكل گرفته ديگه كافيه ديگه رنج و درد مردم كشورمون كافيه ديگه اونهايي كه شبكه ماهواره اي راه مي اندازن و آپارتمان خودشون رو به نام ديگران در دوبي به همين مردم بدبخت مي فروشن و جيب خودشون و شركاي بيگانه اشون رو پر مي كنن بسه كافيه!!!! وطن فروشي تا كجا؟ اون گوينده برنامه هاي ماهواره اي كه فكر و ذكرش مسكن كوفت و زهر مار با نام هاي اصيل ايراني در دوبي است اصلا مي دونه طعم تلخ انتظار جوون دريا رفته چيه؟ اصلا مي دونه داره چه خيانتي به كشورش مي كنه؟
اما ما كشورمان رو با مردمش دوست داريم و شادي و افتخار و شرافت براي اونها مي خواهيم.
دست بكار شديم و دنبال حمايت دولتي نبوديم .و افشين رو به تهران دعوت كرديم و در مهمترين كنفرانس ها برديم پشت تريبون خودش هم باورش نمي شد كه بايد جلوي سه هزار نفر سخنراني كنه. و من با دقت داشتم نگاهش مي كردم و در دلم تحسينش مي كردم من افشين رو يك قاچاقچي نمي ديديم. من افشين رو يك بازوي مهم صنعت گردشگري كشورم مي ديدم كه بدون حضورش ما نمي تونيم كاري از پيش ببريم. به همراهش به دفاتر گردشگري مهم تهران رفتم و و يا وقتي كه كار داشتم آدرس ها رو بهش مي دادم كه اينجا و آنجا برو و بروشورهاش رو پخش كردم...چرا سواحل خليج فارس؟ چرا دوبي چرا آنتاليا؟ و حالا نوبت جزاير خليج فارس است گنج گردشگري ايران!!!! به راستي باور دارم كه همين 4 جزيره هنگام و لارك و قشم و هرمز براي كل ايران كافيست و به اندازه تمام چاههاي نفت مي تونه به اقتصاد ايران كمك كند. و به جاي اينكه خونمون رو بفروشيم و زندگي كنيم بايد از دسترنج خود زندگي كنيم من با هماهنگي هايي كه صورت گرفت ساير جزاير خليج فارس رو هم ديدم اما به لحاظ توريستي فقط همين 4 جزيره و در كنارشون كيش رو مناسب بهره برداري گسترده مي دانم.
خوشحالم كه بالاخره تلاشهاي ما در حال به ثمر نشستن است و اتفاقا بد نيست به اتفاقي كه دو روز پيش رخ داد اشاره كنم هجوم گردشگر ايراني به اين جزاير در حدي بود كه بين خود اهالي هم شور وهيجاني بپا شده است و حالا اختلافات كوچك هم خودنمايي مي كردند : تو ماشين افشين نشسته بوديم – جالبه كه ايشون تونسته در مدت كوتاهي ماشين هم بخره نه؟ - داشت با يكي از اهالي بحث مي كرد كه فلاني كه يك قاچاقچي است حالا چي شده كه مي خواهد مسافر ببره جزيره؟ چرا پاشو تو پاي من كرده؟ البته افشين از اينكه رقيب پيدا كرده بود ناراحت بود اما من خوشحال بودم كه اون فردي كه افشين قاچاقچي خطابش كرد هم تو فكر توريسم و گردشگري افتاده!!!!!
و من هم در مقابل افشين رو تشويق كردم حالا بهتره كه تو فكر كارهاي بزرگ تر باشي برو دوبي و سعي كن توريستهاي اروپايي به دوبي مي آن رو تور كني و بياري اينجا و دلار وارد كشورت كني تو بايد بجاي كالا دلار پا دار وارد كشورت كني!!!!
خلاصه اقامت ما در جنوب به همين جا ختم نشد...... مردم جزيره لارك هم ما رو به جزيره اشون دعوت كردن و براي ما قايق فرستادن و دورادور جزيره اشون رو نشونمون دادن و بعد ما رو به قلعه پرتقالي هاي لارك بردند كه واقعا بي نظير بود و تنها ماشين دهكده كه توسط يونيسف اهدا شده بود رو در اختيار ما گذاشتند و همه جاي جزيره رو بازديد كرديم و و بزودي لارك هم به مجموعه گنج گردشگري ايران بصورت عملي اضافه خواهد شد...
اگه به اين عكس ها با دقت نگاه كنيد متوجه مي شويد كه افشين تمام خواسته هاي ما رو جامه عمل پوشانده قايق هاي مسافر بر و جليقه نجات و آلاچيق هاي مناسب و موسيقي و نقش حناي سنتي و شادي و سرگرمي مردم و اينقدر ماشاالله مشتري داره كه مجبورن قايق هاي ماهي گيريشون رو هم به اين كار اختصاص بدن!!!!
خلاصه فقط مي تونم بگم خوشحالمممممممممممممممممممممممممممممممممم
|
|
|
|
|
|
| Saturday, 1-Mar-2008 16:23 |
Email | Share | | Bookmark |
|
Masuleh Village/ Fotos by Miss Asieh
|
|
|
|
|
|